إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٦٤ - باب پنجاه و چهارم پرسشهاى پيغمبر
از مردم و توجه نداشتن بتلخ و شيرين دنيا و خالى كردن خانه دلت را از دنيا اى حمد بترس از اينكه مانند كودك باشى كه هر گاه نگاه به سبز و زردى كند و هر گاه ترش و شيرينى باو داده شود فريب بدهند او را.
عرضكرد پروردگارا مرا بكارى دلالت كن بوسيله آن بتو نزديك شوم فرمود شبت را روز و روزت را شب كن عرضكرد پروردگارا چطور شب را روز و روز را شب قرار دهم فرمود خوابت را نماز و غذايت را گرسنگى قرار ده اى احمد بعزت و جلال خودم هر بندهاى كه با چهار خصلت با من پيمان بندد او را وارد بهشت ميكنم زبانش را باز نكند مگر بچيزى كه او را يارى كند و دلش را از وسواس نگهدارد و علم مرا حفظ كند و بگرسنگى بسر برد.
اى احمد اگر شيرينى گرسنگى و سكوت و خاموشى و گوشهنشينى و نتيجهى آنها را بچشى از اينها دست بر ندارى عرضكردند پروردگارا بهرهى گرسنگى چيست؟ فرمود حكمت و نگهدارى دل، نزديكى بمن، خاطر افسرده، خرج كم و زندگى ساده در ميان مردم گفتن سخن حق باك نداشتن از سختى و سستى زندگى اى احمد ميدانى در چه وقتى بنده مقرب درگاه من مىشود؟ عرضكرد نه پروردگارا فرمود هر گاه در حال گرسنگى و حال سجود باشد.
اى احمد من از سه طايفهى از بندگانم در شگفتم بندهاى كه مشغول نماز مىشود و ميداند كه دستهايش را بسوى كى بلند ميكند و در برابر كى ايستاده؟ با اين حال چرت و پينكى ميزند و در شگفتم از