إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٧٤ - باب چهل و هشتم در ستايش فقر و سرانجام كار
بگيرد و به لباس كهنهاى كه بآن خود را بپوشانى و بر مصيبتها شكيبائى كن و هر گاه ديدى دنيا بتو رو آورده بگو «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» و با خود بگو مجازات عملى است كه بمن رو آورده در دنيا و هر گاه ديدى كه دنيا پشت بتو كرده بگو مرحبا به شعار صالحين.
اى موسى شگفت منما از آنچه كه بفرعون داده شده و از آن بهره برده زيرا كه آن خوشى موقتى است در دنيا كه زودگذر است.
و اما داستان زندگى حضرت عيسى بن مريم روح و كلمهى خدا اين است كه ميفرمود: خادم من دستهاى من است مركب سواريم پاهايم، فرش و بستر من زمين، متكاى من سنگ، وسيلهى گرمى من آفتاب، چراغ شبم ماهتاب، نان خورشم گرسنگى، شعار من ترس و بيم از خدا، لباس من پشمى، ميوهى و گل و ريحان من همان است كه از زمين براى وحشيان و چهارپايان ميرويد، شب را صبح كردم با تهى دستى، روز را به شب رساندم با نيازمندى در عين حال كسى در روى زمين از من بىنيازتر نيست.
و اما زندگى و داستان نوح چنين است با اينكه او از نظر سن بزرگترين رسولان بود و در دنيا عمرى طولانى داشت چنان كه در بعضى از روايات است يك هزار و پانصد سال زندگى كرد و پس از آن درگذشت در صورتى كه خانهاى براى خودش درين مدت نساخت و چنين بود هر گاه شب را صبح ميكرد ميفرمود روز را به شب نخواهم رساند و چون روز را به شب ميرساند ميگفت تا صبح زنده نخواهم ماند.