إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٣٩ - باب چهل و چهارم - پرسش ابى ذر
كن نه به بالا دستت تا اينكه نعمت خدا را بر خود ناچيز نشمارى.
عرض كردم اى رسول خدا باز هم بيشتر بفرمائيد فرمود پيوند خويشاوندى كن اگر چه آنان با تو قطع رابطه كنند، بينوايان را دوست بدار با آنان زياد بنشين عرضكردم اى رسول خدا بيشتر بفرمائيد فرمود از نكوهش سرزنشكننده بيمناك مباش.
عرضكردم بيش ازين بفرمائيد اى رسول خدا فرمود عمل زشتى كه خودت انجام ميدهى براى همان عمل بر ديگران تاسف مخور و كافى است در بدبختى مرد كه عيبجويى مردم را بكند ولى از زشتىهاى خودش بيخبر باشد ابو ذر ميگويد كه بعد از اين حرفها حضرت رسول به سينهى من زد و فرمود خردى مانند دورانديشى نيست و ورعى مانند خود دارى از حرام نيست و حسب و نسبى مانند خوش خوئى نباشد.
و از حضرت ابى عبد اللَّه ٧ از پدر بزرگوارش روايت شده كه آن حضرت فرمود كه از جمله گفتار پيغمبر به ابى ذر اين است كه فرمود:
اى دانشجو دنيا و مردم دنيا و آرزوهاى دنيا ترا سرگرم و غافل نسازد از آن روزى كه از آنان جدا ميشوى مانند مهمانى كه شب را خوابيده در ميان آنها و صبح هم از آنجا بجاى ديگر كوچ كرده دنيا و آخرت مانند منزليست كه از آنجا بجاى ديگرى كوچ كردهاى و فاصلهاى نيست بين مردن و قيامت مگر بقدر خوابى كه ميخوابى بعد از آن خواب بيدار ميشوى.
اى نادان بياموز دانش را زيرا دلى كه در آن نور دانش نتابد مانند خانهى خرابى است كه كسى او را تعمير نمىكند و نيز از ابى ذر