إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٩٦ - باب بيستم - سخنرانى رسول خدا
و گردش ماه و خورشيد او را تغيير داده و از او فرزند و برادر و عروسش را جدا كرده و او كوشش در خطا ميكند و دامنش را براى گناهان بكمر زده و حال اينكه اجلش نزديك شده.
«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»[١] و همانا آفريديم انسان را و ميدانيم آنچه را كه وسوسه ميكند بآن نفسش و ما نزديكتريم به او از رگ گردن آيا نميدانى كه تو پرسيده ميشوى از دوران عمرت و بر ضرر تو گواهى مىدهند روزى كه اعضا و جوارح تو به سخن آيند آنچه كه در دنيا انجام دادهاى تمامش نگهدارى شده بوسيله دو فرشتهى مامور تو «إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ»[٢] هنگامى كه فراگيرندگان فرا گيرند از راست و چپ نشسته و از دهان بيرون نيفكند سخنى مگر اينكه در آنجاست دو نگهبان آماده و گويا نسبت بمرگ مانند برقى است كه آنا انسان را ميگيرد و قدرت بر جلوگيرى از مرگ ندارى اگر پادشاهان شرق و غرب با تو همكارى كنند.
و در اين هنگام بر آن زيادرويها كه در زندگى كردهاى پشيمان شوى بعد از آنكه عاجز و ناتوان گردى و افسوس فراوان خورى بر آنچه كه از اعمال ترك كردهاى ولى افسوس و پشيمانى فايدهاى ندارد
[١] ق ١٦.
[٢] ق ١٧.