إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٦٠ - باب چهاردهم - مؤمن هنگام مردن
دادگرى كن، بزير دستان رحم كن، بر آنان ستم مكن، خويش را بلند مرتبه مشمار، از آن قبرى كه آخرت منتهى بآنجا مىشود فراموش منما زيرا كه مرگ ترا ميرسد بهر اندازه كه عمرت طولانى باشد حساب پيش روى تو است، قيامت وعدهگاه شماست، و اين كارى كه تو گرفتار آن و اين سلطنت كه در آن هستى بدست ديگرى است و بزودى از تو بديگرى منتقل شود همان طور كه از ديگران بتو رسيده همانا اين كشور دارى نه براى تو باقيست و نه براى او بجا ماند.
پيش فرست براى خويش خوبى را و توشه برگير از اين سراى فريب دهنده براى سراى شادمانى و سرور و عبرت بگير از كسانى كه پيش از تو ثروتها را ذخيره و پس انداز كردند و از تنگدستى بيمناك بودند مردان را گرد خويش جمع كردند قدرتى براى برطرف كردن مرگ نداشتند تا مصيبتها را برطرف كنند پس بدنياى پست كه خدا راضى نشده پاداش دوستان و عذاب دشمنانش باشد راضى مشو و از قول گويندهى شعر عبرت بگير و اندرز.
|
و كيف يلذّ العيش من كان موقنا |
بان المنايا بغتة ستعاجله (١) |
|
|
و كيف يلذ العيش من كان مؤمنا |
بان اله الخلق لا بدّ سائله (٢) |
|
|
و كيف يلذ العيش من كان صائرا |
الى جدث يبلى الثياب منازله (٣) |
|
|
و كيف يلذ النوم من أثبتوا له |
مثاقيل اوزان الذى هو فاعله (٤) |
|