إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٦٢ - باب پانزدهم - اندرز مصنف
آباد و آخرتشان را ويران و خانههايشان را وسيع و پهناور كردند ولى گورهايشان را تنگ نمودند.
و تكيه ميكند يكى از آنان برطرف چپ و مال ديگرى را ميخورد و بعد از شيرينى ترشى ميخواهد و بعد از ترشى خشكى مىطلبد و بعد از گرمى سردى مايل است شكم او از پرخورى سنگين مىشود مريضى بر او مسلط مىشود بكنيزش ميگويد بياور چيزى كه غذا را هضم كند و داروئى كه درمانكننده باشد.
بخدا سوگند اى نادان مغرور غذايت را درهم نه شكستى بلكه دينت را درهم شكستى و يقينت را از ميان بردى تهى دست تو كجاست يتيم تو كجا است؟ همسايهى تو كجاست؟ آنكه حق مسلمش را غصب كردى و بر او ستم نمودى كجاست؟ با سلطنت خويش خودستائى كردى بضرر همه اينها، باشد تا اينكه اين مظلوم ستم رسيده در دادگاه الهى بتو برسد و مطالبه حقش را كند و تو را در مجازات گناهان حبس و زندانى كند.
او ميگويد كه من زيارت ائمه رفتهام حج بجا آوردهام صدقه دادهام ولى گفتهى خداى تعالى را فراموش ميكند كه ميفرمايد:
«إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»[١] جز اين نيست كه خدا از پرهيزكاران مىپذيرد و نيز ميفرمايد: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»[٢] اين است سراى آخرت كه قرار دادهايم براى كسانى كه نميخواهند در زمين سر-
[١] مائده ٣٠.
[٢] قصص ٨٣.