إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٠٢ - باب هشتم گذشت عمر
جاويدانت بفرست پيش از آنكه با اضطراب از آن جدا شوى و حساب پس بدهي و فايده و لذتش را ديگران ببرند پس چقدر درنگ تو در دنيا كم است و چقدر مقام تو در آخرت ارجمند است. و بعضى از شاعران سرودهاند.
|
لهفي على عمر ضيّعت اوله |
و غال آخره الاسقام و الهرم (١) |
|
|
كم أقرع السن عند الموت من ندم |
و أين يبلغ قرع السن و النّدم (٢) |
|
|
هلّا انتهيت و وجه العمر مقتبل |
و النفس في جدة و العزم مختزم (٣) |
|
١- دريغا بر عمرى كه در اول جوانى تباه شد و آخرش را هم دردها و پيرى نابود كرد.
٢- و چقدر هنگام جان دادن دندان بدندان بكوبم از پشيمانى و كجا فائده دارد دندان بهم فشار دادن و پشيمانى.
٣- كاش از كار بد دست ميكشيدم موقعى كه جوانى به من رو آورد و نفس در كوشش و اراده آهنين بود.
و در گفته خداى تعالى آمده است لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ[١] بتحقيق آفريديم انسان را در بهترين صورت جوانى بعد برميگردانيم او را بحالت پيرى، گروهى گفتهاند كه پيرى جاسوس مرگست و طليعه نابودى و قاصد مرگست و جداكننده آرزوها و اولين قدم آخرت و مقدمه پيرى و جاسوس انتقال
[١] تين ٣ و ٥.