جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٣٤ - غزل ٥٢٦ اى در رخ تو پيدا، انوار پادشاهى
در ابتدا بنظر مى رسد كه اين غزل را خواجه در مدح رسول اللَّه ٦، ويا يكى از پادشان زمانش سروده باشد؛ ولى به نظر عميق ورسيدگى همه ابيات معلوم مىشود، آن را در توصيف حضرت دوست وانبياء واولياء وخاتم انبياء : به زيور قلم درآورده، مىگويد:
|
اى در رُخ تو پيدا، انوار پادشاهى |
در فكرت تو پنهان، صد حكمت الهى |
|
معشوقا! چون در مظاهر كه رخ تواند مى نگرم، نور جمال وسلطهات را بر چهره آنان از ملكوتشان هويدا ونمايان مى بينم؛ كه: «إِنَّ فِي اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ»[١]: (براستى كه در پى در پى آمدن شب وروز و تمام آنچه كه خداوند در آسمانها وزمين آفريده، نشانههاى روشنى است براى گروهى كه تقوا پيشهاند.) وهمچنين: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»[٢]: (براستى كه در آفرينش آسمانها وزمين وپى در پى آمدن شب وروز، نشانههاى روشنى براى خردمنداى واقعى مى باشد.) ونيز: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[٣]: (خداوند نور.
[١] - يونس: ٦.
[٢] - آل عمران: ١٩٠.
[٣] - نور: ٣٥.