جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٦٠ - غزل ٥٠١ مزرع سبز فلك ديدم وداس مه نو
ونشانه ها ومقامهاى خويش كه در هيچ جا تعطيلى بر آنها نيست [ودر تمام امور گذرا هستند.] وتمام كسانى كه تو را مى شناسند به آنها مى شناسند، قرار دادى. فرق وتفاوتى ميان تو وايشان نيست، جز آنكه آنان بندگان ومخلوقات تواند وشكافتن و [آفرينش] ودوختن وبستن [ومرگ] ايشان به دست توست. آغاز ايشان از تو وبازگشت آنان به سوى توست. [ايشانند] ياوران وگواهان [بر اعمال] وخواسته ها وآرزوها وتوشه ها ونگاهداران وراهبران [ما]، در نتيجه به ايشان آسمان وزمين خويش را پُر نمودى تا اينكه آشكار گشت كه معبودى جز تو نيست.) ودر زيارت جامعه مى خوانيم:
٣٣٧٦
«إنْتَجَبَكُمْ لِنُورِهِ، وَأيَّدَكُمْ بِرُوِحِهِ، وَرَضِيَكُمْ خُلَفآءَ فى أرْضِهِ، وَحُجَجاً عَلى بَرِيَّتِهِ ... بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ، وَبِكُمْ يَخْتِمُ، وَبِكُمْ يُنَزِّلُ الغَيْثَ، وَبِكُمْ يُمْسِكُ السَّمآءَ أن تَقَعَ عَلَى الأرْضِ إلّا بِإذنِهِ وَبِكُمْ يُنَفِّسُ الهَمَّ، وَيَكْشِفُ الضُّرَّ.»
[١]: ( [خداوند] شما را براى نور [وهدايت مردمان] برگزيده، وبه روح خويش يارى نموده، و به عنوان جانشينان خويش در روى زمين وحجّتهاى خود بر خلايق پسنديد ... به شما خداوند [تمام امور را] آغاز نمود، وبه شما پايان داد. وبه شما باران را فرو مى فرستد. وبه شما آسمان را از فرو افتادن بر زمين، جز به اذن خويش نگاه مى دارد، وبه شما نگرانى را برطرف نموده، ورنج وگرفتارى را مى گشايد.).
وپس از اين بزرگواران، آنان كه قدم جاى قدم ايشان نهادهاند، به قدر ظرفيتشان از اين منزلت بهره مندند. خواجه هم مى گويد:
|
گر روى پاك ومجرّد چو مسيحا به فلك |
از فروغ تو، به خورشيد رسد صد پرتو |
|
به گفته وى در بيت ديگرش:
|
فيضِ رُوح القُدُس ار باز مدد فرمايد |
دگران هم بكنند، آنچه مسيحا مى كرد[٢] |
|
ودر جاى ديگر مى گويد:
|
گر نور عشق حق، به دل وجانت اوفتد |
باللَّه، كز آفتابِ فَلَك خوبتر شوى |
|
|
از پاى تا سرت، همه نور خدا شود |
در راهِ ذوالجلال، چو بىپا وسر شوى |
|
[١] - بحار الانوار، ج ١٠٢، ص ١٣٢- ١٢٩.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٠٥، ص ١٧٢.