جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٠ - سروده اى از مرحوم استاد علامه طباطبائى(رضوان الله تعالى عليه)
سروده اى از مرحوم استاد علّامه طباطبائى (رضوان اللَّه تعالى عليه)
مرحوم استاد ابيات ذيل را پس از رحلت آية اللَّه آقاسيدمحمّد حجّت (ره) سرودهاند. ما قسمتى از آن را به جهت تنبّهاتى كه در آن است در مقدّمه اين مجلد، وقسمت ديگر را در مقدّمه جلد دهم به نظر خوانندگان عزيز مى گذاريم:
|
دريغا كه مهر هدايت برفت! |
دريغا جهان فضيلت برفت! |
|
|
شَهِ علم وتقوى وهمّت برفت |
فسوس آية اللَّه حجّت برفت! |
|
|
به سر خاك، اين ايّام را |
كه بشكست اركان اسلام را |
|
|
سپهرِ فضائل نگون سار شد |
جهان هنر همچو شب تار شد |
|
|
دل وديده علم، خونبار شد |
بلى رستخيزى پديدار شد |
|
|
كه او رخت از اين دام بيرون كشيد |
فرو خرگهِ خود به هامون كشيد |
|
|
مهين طاير آسمانى سرشت |
كه پرّيد از اين تيره گون دام زشت |
|
|
زند نغمه در گلستان بهشت |
پيامى به آنان كه افسرده هَشت |
|
|
پيامى كه همچون سرود سروش |
كند جلوه هر لحظه در گوش هوش: |
|
|
كه ياران! نمىپايد اين روزگار |
بگرديد پابند كردار وكار |
|
|
نگيريد از كار وكوشش قرار |
مناليد از رنج تن زينهار |
|
|
به ويرانه در گنج بىمار نيست |
گلى اندر اين باغ بىخار نيست |
|