جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٨٨ - غزل ٤٨ اى هدهد صبا! به سبا مى فرستمت
|
هر صبح و شام قافله اى از دعاى خير |
در صحبتِ شمال و صبا مى فرستمت |
|
محبوبا! هر صبح و شام چون نسيمهاى قدسىات وزيدن گيرد و براى بندگان خاصّت هديه ها آورد، قافله اى از دعاى خير خود را به وسيله ايشان برايت مىفرستم تا شايد مرا هم مورد عنايت خود قرار دهى. بخواهد بگويد:
٣٦٤
«أسْأَلُكَ بِسُبُحاتِ وَجْهِكَ وَبِأنْوارِ قُدْسِكَ، وَأبْتَهِلُ إلَيْكَ بِعَواطِفِ رَحْمَتِكَ وَلَطآئِفِ بِرّكَ، أنْ تُحَقّقَ ظَنّى بِما اؤَمّلُهُ مِنْ جَزيلِ إكْرامِكَ وَجَميلِ إنْعامِكَ، فِى القُرْبى مِنْكَ وَالزُّلْفى لَدَيْكَ وَالتَّمَتُّعِ بِالنَّظَرِ إلَيْكَ.»
[١]: (به انوار [و يا عظمت] روى [و اسماء و صفات] و به انوار [مقام ذات] پاك و مقدّست از تو درخواست نموده، و به عواطف مهربانى و لطائف احسانت تضرّع و التماس مى نمايم كه گمان مرا به آنچه از بخشش فراوان و انعام نيكويت، در قرب به تو و نزديكى و منزلت در نزدت و بهره مندى از مشاهدهات آرزومندم، تحقّق بخشى.- به گفته خواجه در جايى:
|
نَفَس برآمد و كام از تو برنمى آيد |
فغان كه بخت من از خواب درنمى آيد |
|
|
قدبلند تو را تا به برنمى گيرم |
درخت بخت مرادم به برنمى آيد |
|
|
زشستِ صدق گشادم هزار تير دعا |
ازآن ميانه يكى كارگر نمى آيد[٢] |
|
و ممكن است منظور خواجه از «صبا»، اولياى خدا : باشند.
|
در روى خود تفرّجِ صُنعِ خداى كن |
كآئينه خداى نما مى فرستمت |
|
آرى، بشر براى نزديك شدن و توجّه نمودن به حضرت محبوب حقيقى دو راه را مىتواند انتخاب كند: يكى سير آفاقى، كه با توجّه به جهان هستى و خلقت شخصى.
[١] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٤٥.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٥٦، ص ٢٠٥.