جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٢٩ - غزل ٤٠ منم كه گوشه ميخانه، خانقاه من است
فروتن گرديد.- نيز:
٣٠٣
«مَنْ عَبَدَ اللَّهَ، عَبَّدَ اللَّهُ لَهُ كُلَّ شَىْءٍ.»
[١]: (هركس خدا را بندگى كند، خداوند همه چيز را بنده او مى گرداند.) خواجه هم مى خواهد بگويد: مرا اميد آن است كه با بندگى و سر نهادنم به درگاه حضرتش، اين منزلت- به قدر ظرفيّتم- حاصل شود.
|
گناه اگرچه نَبُود اختيار ما حافظ! |
تو در طريقِ ادب كوش وگو: گناه من است |
|
خواجه در اين بيت، حديثِ
٣٠٤
«لاجَبْرَ وَلا تَفْويضَ، وَلكنْ أمْرٌ بَيْنَ الأمْرَيْنِ.»
[٢]: ( [در اعمال بندگان] نه اجبار است و نه تفويض و واگذارى كامل، و ليكن امرى ميان اين دو امراست) را بيان مى فرمايد: اگرچه گناه از جهت فعلِ خارجى- بنابر توحيد افعالى- به انسان انتساب ندارد، ولى ادب اقتضا مى كند كه بنده در برابر مولاى خود اقرار به گناه- بنابر سوء اختيار- خويش داشته باشد. شايد بخواهد به بيان حضرت سجّاد ٧ در دعاى ابوحمزه اشاره كند كه مى فرمايد:
٣٠٥
«مِنْ أيْنَ لِىَ الخَيْرُ يارَبِّ! وَلا يُوجَدُ إلّا مِنْ عِنْدِكَ؟ وَمِنْ أيْنَ لى النَّجاةُ، وَلا تُسْتَطاعُ إلّابِكَ؟ لَاالَّذى أحْسَنَ، إسْتَغْنى عَنْ عَوْنِكَ وَرَحْمَتِكَ، وَلا الَّذى أسآءَ وَاجْتَرَءَ عَلَيْكَ وَلَمْ يُرْضِكَ، خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِكَ.»
[٣]: (اى پروردگار من! خير و خوبى از كجا براى من باشد، در صورتى كه آن جز از پيشگاهت پديد نمى آيد؟ و نجات و رهايى از كجا مرا باشد و حال آنكه جز به تو نمى توان به آن نايل شد؟ نه آن كه عمل نيكو بجا آورد از كمك و رحمتت بىنياز گشت، و نه كسى كه بدى كرد و در برابر تو جرأت و جسارت نمود و تو را خشنود نساخت، از تحت قدرتت خارج گرديد.).
[١] - تنبيه الخواطر ونزهة النّواظر( معروف به مجموعه ورّام)، ج ٢، ص ١٠٨.
[٢] - التّوحيد( صدوق عليه الرّحمة)، ص ٣٦٢، روايت ٨.
[٣] - اقبال الاعمال، ص ٦٧.