ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٦٨
اصل حالت خوف را دارند. و اما خشيت حالت و دگرگونى نفسانى و درونى است كه از احساس عظمت پروردگار و هيبت و شكوه حق و ترس از محروميت و محجوب شدن از مقام قرب الهى بدست مىآيد نه احتمال عذاب و كيفر. و اين چنين حالتى منحصر است بآن بندگان پاكى كه اطلاع و آگاهى كامل بر عظمت و جلال و كبريائى او داشته و لذت قرب به حق را درك نموده باشند و لذا خداوند متعال ميفرمايد.
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ پس خشيت- خوف و ترس مخصوصى است گر چه گاهى هم باين لفظ خوف (انتهى) وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً.
تقوى داراى مراتبى است اول تقواى اعتقادى يعنى دورى از شرك و بتپرستى و آنچه كه موجب خلود و ماندن هميشگى در آتش دوزخ مىشود دوم تقواى عملى يعنى در اعمال و كردار از كارهائى كه گناه و معصيت خوددارى نمودن و بطور كلى از هر چه كه عذاب و كيفر دارد پرهيز كردن سوم تقواى قلبى يعنى دل را از اشتغال و توجه بغير خدا بازداشتن و آنچه غير حق است از دل راندن و ارتباط و علاقه قلب را فقط با خدا قرار دادن و پايه و اساس تمام اين اقسام و مراتب خوف از عقوبت و بعد و دورى از حق است. و منظور از تقوى در اين آيه شايد يكى از دو قسم اخير باشد. يعنى هر كه از جهت خوف و ترس از حق (پس مسأله شرك و بتپرستى منتفى است) تقوى و پرهيزگارى را شيوه خود سازد خداوند براى او راه رهائى از مشكلات دنيا و آخرت را قرار ميدهد چنانچه از ابن عباس روايت شده و يا راه نجات از ضيق معاش و دست تنگى قرار ميدهد همچنان كه جمله بعدى اشاره باين ميكند كه فرمود وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ از راههائى كه تصورش را نميكند روزى او را ميرساند. گفته شده بنا بر مبناى اول كه اساس تقوى بر پايه خوف از عقاب باشد علت و سر مطلب اين است كه ريشه گرفتارى و ناراحتىهاى دنيوى و اخروى حرص و علاقه شديد بدنيا داشتن است آن كس كه تمام فكر و توجهش بدنيا و مزاياى آن باشد هيچ وقت آرامش و آسايش ندارد و اگر جنايت و گناهى پيش بيايد اباء و امتناعى ندارد و در نتيجه توجه نداشتن بحق و غفلت از خدا بر او مستولى مىشود و روشن است اين گونه حالات موجب رنج و ناراحتى دنيا و آخرت و چون شخص متقى و پرهيزگار از غفلت و گناه و غرق شدن در دنيا منزه و بر كنار است قطعا با آرامش و آسايش هر دو جهان و رهائى از شدائد دنيوى و اخروى هم آغوش خواهد بود و بنا بر مبناى دوم كه اساس تقوى بر پايه خوف از بعد و ترس دورى از مقام قرب الهى باشد سر مطلب اين است كه فيض و كرم و جود و بخشش حق وسيع و عمومى است و هيچ گونه امساك و بخلى در ذات مقدس او راه ندارد و يگانه مانع عدم قابليت فيض و دورى از حق اوست از جهت گناه و معصيت استعداد و آمادهگى را از