ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٩٧ - اخبار و احاديث در اين باب
شده ناسپاسى نشود در كتاب حسين بن سعيد و محاسن و تفسير عياشى هم اين طور روايت شده.
٣٢- معانى الاخبار ابن متوكل ... از وليد بن عباس نقل نموده كه گفت شنيدم از امام ششم ٧ كه ميفرمود حسب و نسب انسان همان كارهاى او است و شرافت دنيوى بمال و ثروت است و كرامت و عزت واقعى بتقوى است.
٣٣- امالى طوسى مفيد ... از احمد بن عبد العزيز از حضرت صادق ٧ نقل نموده كه امير مؤمنان ٧ فرمود: عملى كه توأم با تقوى باشد كم و اندك شمرده نميشود چگونه مىشود عملى را كه مورد قبول و پذيرش خدا شده و كم و اندك شمرد در امالى شيخ مفيد هم چنين نقل شده است در امالى مفيد و كافى نيز نقل شده. بيان جمله اخير حضرت اشاره است بآيه شريفه إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ.
٣٤- تفسير قمى إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ نماز انسان را از زشتى و بدى باز ميدارد فرمود آن كس كه نمازش چنين نتيجهاى نداشته باشد جز دورى از درگاه خدا چيزى عائدش نميشود.
٣٥- تفسير قمى از پدرش ... از ابى حمزه ثمالى از حضرت باقر ٧ نقل نموده كه فرمود خداوند روز قيامت گروهى را مبعوث و محشور ميفرمايد كه در مقابل روى آنها نور و روشنائى بزرگى هست و اعمال آنها بآن صورت مجسم شده ولى ناگهان بآن نور گفته مىشود كن هَباءً مَنْثُوراً تبديل بغبار پراكنده و هيچ و پوچ مىشود اى ابو حمزه بدان به خدا سوگند كه آنان نماز ميخواندند روزه ميگرفتند ولى اين اعمال همراه با تقوى و پرهيزگارى نبود و اگر با حرامى مواجه ميشدند خوددارى نميكردند و اگر از فضائل امير مؤمنان ٧ صحبتى بميان مىآمد منكر ميشدند. فرمود هباء منثور آن غبار و ذرات پراكندهاى است كه در روزنه اطاق هنگام افتادن آفتاب پيدا مىشود.
٣٦- قصص الأنبياء با سند خود از مرحوم صدوق ... از مردى از اصحاب حضرت صادق ٧ كه فرمود در بنى اسرائيل مردى بود كه خيلى زياد ميگفت: حمد و سپاس براى خدا و پايان نيك براى اهل تقوى است ابليس از عمل اين شخص بخشم آمد و يكى از عمال خود را بنزد او فرستاد و باو گفت در برابر شعار و گفتار آن شخص بگويد و العاقبة للأغنياء پايان نيك براى ثروتمندان است و او آمد و چنين كرد اين دو (عامل ابليس و آن شخص) قرار گذاشتند كه اول كسى را بر خود ميكنند حاكم و داور نمايند و هر يك محكوم شدند دستش بريده شود جريان منازعه را باولين شخصى كه ملاقات كردند گفتند آن