ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢١ - اما اخبار
صفات خدائى مىشود) وقتى بخواند مرا اجابت نمايم وقتى درخواستى كند عطا نمايم او را و ترديد نمىنمايم در چيزى كه بخواهم انجام دهم آن گونه ترديدى كه در مرگ مؤمن دارم (با آن بيانى كه در اين مطلب قبلا گفته شد) چون از مرگ و شدائدش ناراحت است من هم ناراحتى او را نميخواهم.
٢٢- مصباح الشريعه حضرت صادق ٧ فرمود مناجات و رازگوئى اهل معرفت بر سه پايه استوار است ١- ترس ٢- اميد ٣- محبت پس خوف و ترس نتيجه علم و دانستن است و اميد داشتن نتيجه پيدايش حالت يقين است و محبت و دوستى نتيجه معرفت و شناسائى است علامت و نشانه خوف گريختن و نشانه و علامت اميد طلب و دنبال كردن است و نشانه دوستى و محبت برگزيدن و مقدم داشتن محبوب بر هر چه كه غير او باشد- وقتى كه علم و دانش در سينه انسان جا گرفت و محقق شد (نسخه ديگر وقتى كه انسان مراحل زيادى از معرفت را پيمود) حالت خوف پيدا مىشود و هنگامى كه اين حالت خوف راسخ شد و دوام داشت از هر چيز ميگريزد وقتى هم كه گريخت نجات مىيابد و هنگامى كه نور و روشنائى يقين در دل تابش نمود عنايات بيشترى را مشاهده ميكند وقتى توانست فضل و عنايات را مشاهده كند حالت اميد يافت مىشود وقتى لذت و شيرينى رجاء و اميد را احساس كرد دنبال ميكند و وقتى بسعى و كوشش موفق شد بالاخره مىيابد و هنگامى كه نور و شعاع معرفت و شناخت در اعماق دل جلوه كرد و راه يافت نسيم محبت و دوستى ميوزد وقتى كه نسيم محبت وزش كرد هميشه انس و الفت تا محبوب پيدا مىكند و مقدم ميدارد محبوب خود را بر هر چه جز او باشد و دستور و خواسته او را انجام ميدهد و از نواهى و چيزهاى ناپسند در نظر او اجتناب و دورى ميكند و خواست و نخواست او بر هر چيز ديگر انتخاب مينمايد و وقتى بر بساط الفت و حالت انس مستقر و جاى گزين شد و اوامر و دستورات او را كاملا انجام داد و از نواهى او جدا اجتناب نمود بآن حالت راز گوئى واقعى و به مقام قرب و نزديكى حقيقى واصل مىشود و مثل اين پايههاى سهگانه (خوف و رجاء و محبت) مثل حرم و مسجد الحرام و خانه كعبه است. كسى كه وارد حرم مكه شد از آسيب و ضرر در امان است. و كسى كه وارد مسجد شد (مقدارى نزديكتر شد) اعضاء و جوارحش در امان است از اينكه در معصيت بكار افتد. و كسى كه داخل كعبه شد قلب او در امان است از اينكه بغير ياد خدا باشد بياد غير خدا باشد.
پس درست دقت كن اگر حالتت طورى است كه فرا رسيدن مرگ را دوست دارى.
سپاس و شكر خدا كن كه تو را موفق داشته و از توجه بغير خودش تو را باز داشته. و اگر حالت ديگرى دارى با تصميم جدى و محكم از اين حالت حركت كن و پشيمانى و تاسف