ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٥٩ - اما اخبار و روايات در اين باب
بدى و شقاوت كسى را بخواهد نقطه تاريك و سياهى در دلش قرار داده و گوش دل او را مىبندد و شيطان گمراهگرى را قرين و مونس او مينمايد سپس اين آيه را تلاوت كرد- فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ ...
سليمان بن خالد هم از حضرت اين روايت را نقل كرد. با تفاوت اينكه بجاى (نكته بيضاء نقطه سفيد)؟ نكته من نور نقطه روشن گفته.
٣١- تفسير عياشى ابى بصير از خيثمه كه گفت شنيدم از امام پنجم ٧ كه مى- فرمود. قلب آدمى در تشويش و اضطراب است و تا حنجره و گلوگاه مىآيد و برميگردد تا وقتى كه نور بحق و حقيقت دست نيافته باشد ولى هنگامى كه بحقيقت رسيد قرار و آرامش مى يابد بعد حضرت انگشتانش را (بعلامت قرار و آرامش) بهم پيوست و سپس آيه فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ ... تا آخر قرائت فرمود. خيثمه گويد حضرت صادق بشخصى بنام موسى بن اشيم فرمود آيا ميدانى حرج (كه در آيه اين لفظ هست) يعنى چه گفت. خير. حضرت انگشتانش را بكف دست چسبانيد (بصورت مشت دست را محكم بهم آورد) فرمود اين چنين مانند چيزى سخت و محكم بهم آمده كه در آن چيزى وارد و داخل نميشود و چيزى هم بيرون نمىآيد (نه حالت پذيرش حقائق دارد و نه از اين دل و سينه مطالبى بيرون مىآيد) ٣٢- تفسير عياشى حضرت در توضيح و تفسير گفتار الهى كه فرموده وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ.
خداوند ميان انسان و دلش حائل و مانع مىشود. فرمود معناى مانع شدن خدا اين است كه انسان از راه گوش و چشم و زبان و دست تمايل زنجيرى پيدا كند و حتى ممكن است آن چيز را انجام دهد ولى در اعماق دلش از آن كار متنفر است و دلش او را نمى- پذيرد ميداند كه بر خلاف حق است. و در روايت هشام از حضرت صادق چنين است كه حضرت فرمود (در معناى آيه) كه خداوند مانع مىشود از اينكه باطل بصورت حق در نظر او جلوه كند.
٣٣- تفسير عياشى حمزه بن طيار از امام ششم ٧ نقل نمود. كه فرمود تفسير آيه وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ.
اين است كه انسان از راه گوش و چشم و زبان و دست تمايل بچيزى پيدا كند ولى از آن عمل خوددارى مىنمايد و انجامش نميدهد و اگر فرضا از جهت شهوت و تمايل انجام دهد قلبش زشتى او را مىبيند و پذيراى آن عمل نيست و ميفهمد كه اين كار بر خلاف حق است.
٣٤- جابر از امام پنجم ٧ نقل نموده كه انسان كمال اشتهاء را بچيزى بوسيله