ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٤١ - اما اخبار و روايات در اين باب
و قرارگاه فرشتگان نموده و دل خويش را محل نزول و فرودگاه آنان ساخته است.
و چون هر دلى بالاخره از شهوة و غضب و حرص و از و آرزو و غير اينها از صفات بشرى كه از هواى نفس سرچشمه ميگيرد خالى نخواهد بود بطور مسلم شيطان جولانگاهى در آن قلب با وساوس خود دارد و لذا رسول خدا ٦ فرمود: كسى نيست كه شيطانى نداشته باشد عرضه داشتند يا رسول اللَّه آيا شما هم؟ فرمود آرى من هم ولى من بيارى و عنايت خداوندى بر او چيره هستم و او در برابر من تسليم است و بمن فرمان نميدهد جز در موارد نيك (شهوت و غضب بكار برده مىشود ولى در مورد خود) و اين مطلب كه (شيطان بچيز خوب و كار خير فرمان ميدهد با اينكه قاعدتا بايد بر خلاف اين باشد) از اين نظر است كه تصرفات شيطان در انسان از راه شهوة است و كسى كه با توفيق و نصرت حق تسلط بر شهواتش يافت بطورى كه در مورد مناسب و در حد و مرزى كه سزاوار و عقلائى است بكار برده شود. اين چنين شهوتى زيان بار نخواهد بود (بلكه نافع و سودمند است) بنا بر اين شيطانى هم كه جز اسلحه شهوت (بمعناى وسيع) سلاحى ندارد بناچار در اين موارد ميتواند فرمان دهد. ولى اگر دنيا و لذائذش و خواستههاى نفسانى بر دل چيره و غالب گشت شيطان فرصت وسوسه كردن را بدست مىآورد و اگر دل آدمى از اين حالت منصرف شود شيطان رخت بسته و ميرود و جولانگاهش تنگ مىشود آن وقت فرشته و الهامش مىآيد پس جنگ و مبارزه ميان سپاه شيطان و سپاه فرشتگان در ميدان و صحنه قلب هميشه برقرار و ادامه دارد تا وقتى كه دروازه دل بروى يكى از اينها گشوده گردد و اين كشور نفيس و پر سرمايه وطن او شود در اين صورت سپاه ديگر نميتواند داخل شود مگر بطور پنهان و قاچاق و بعنوان موقت و عبور و اكثر اين دلها و كشورها را سپاه شيطان فتح كرده و در قلمرو سلطه خود قرار داده. از وسوسهها و افكار شيطانى پر شده كه اين جهان زودگذر را بر جهان آخرة انتخاب ميكند و سرچشمه استيلاء و حكومت اين سپاه پيروى از هوى و شهوات است و گشودن و فتح كردن اين كشور قلب امكان ندارد مگر از طريق بيرون كردن نيروهاى شيطانى از سرزمين دل و عمران و آباد ساختن آن بياد خداوند و با اين طرح ريزى جاى ورود فرشته و سپاهش باز مىشود و لذا خداوند فرموده (تو بر بندگان من سلطه نخواهى داشت شيطان را بر بندگان من قطعا راهى نيست حجر ٤٢) و كسى كه از هواهاى نفسانى متابعت نمايد بنده هوى است نه بنده خدا و در اين صورت شيطان بر او تسلط مييابد و در آن آيه ميفرمايد (اى پيغمبر عزيز مىبينى وضع آن كسى را كه هواى خود را معبود خود قرار داده سوره جاثيه ٢٣) يعنى هوى خداى او و معبود او است پس بنده هوى است نه بنده خدا و وسوسه شيطانى از صفحه دل نميرود مگر اينكه بفكر ديگرى