ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٦٦
بندگان ضعيف طورى رفتار ميكند و بقدرى تملق و فروتنى نثار آنان مينمايد كه براى پروردگار قادر نميكند. پس چه شده عظمت خداى بزرگ كه در تواضع و تملق و فروتنى كه در برابر مخلوق ناتوان انجام مىشود. كوتاهى شده و در ايفاء حق خداوندى تقصير ميرود؟ آيا نميترسى كه در اظهار رجاء و اميدوارى بخدا كاذب و دروغگو باشى؟ و يا اينكه او را براى اميدوار بودن سزاوار نميبينى؟ و همين طور است حال كسى كه ادعا ميكند بخدا اميدوار است اگر چنانچه از يك بندهاى احساس خوف و ترس كند از روى ترس او طورى با او رفتار ميكند كه با پروردگارش چنان رفتارى نميكند. بنا بر اين چنين شخصى ترس از بندگان عاجز را نقد و موجود پنداشته ولى ترس از خدا را نسيه و وعده محض خيال كرده است
(ضمارا و وعدا).
ابن ميثم در شرح اين سخنان گفته مدخول يعنى آنچه كه در آن شبهه و ترديد باشد معلول يعنى مشوب و غير خالص. ضمار كه اين تعبير در اواخر سخن حضرت آمده يعنى آن وعدهاى كه اميدى بتحقق و عملى شدن آن نيست. و گفته دليل بر اينكه اظهار رجاء اين مدعى پوچ و فقط ادعاء محض است اين است كه هر كس اميدى و توقعى از سلطانى داشته باشد قطعا نسبت بآن سلطان خدمات كامل و تامى انجام داده و موجبات رضايت و خشنودى او را فراهم مينمايد. و ميزان خدمات و رفتار اين شخص بقدر اميد او است ولى عكس العمل اميد بخدا در كارهايش مشاهده نميشود و از همين تقصير و كوتاهى در عمل ميتوان پى برد كه رجاء و اميد بخدا كه اظهار ميدارد واقعى و خالص نيست فقط ادعاى صرف است. و همچنين جملهاى كه فرمود:
«كل خوف محقّق الّا خوف اللَّه فانّه معلول»
هر گونه ترس و خوف از غير خدا اثرش محسوس و روشن است مگر خوف از حق كه خيلى روشن و خالص نيست) توبيخ و نكوهشى است از مخاطب كه مدعى رجاء و اميد است چون رجاء حقيقى لازمه دارد خوف و ترس را با اينكه در اعمال دينى تقصير و كوتاهى دارد پس خوف و ترس هم نيست (انتهى) خلاصه اينكه اخبار و احاديث در باره توسعه عفو و بخشش خداوند متعال و رحمت و لطف و كثره مغفرت حق خيلى زياد و فراوان است ولى آن كس كه رجاء و اميد برحمت حق و توقع بعفو و مغفرت دارد بايد با اعمال خالص و رفتار و كردار پاك در خود زمينه شمول رحمت فراهم نموده و فرو رفتن در معصيت و آلودگى به گناه را كه موجب فوت و از دست دادن اين استعداد ميگردد كنار گذارد همچنان كه در مثالهاى گذشته توضيح داده شد. بنا بر اين بايد از فريب شيطانى بترسى كه تو را از عمل و ايجاد زمينه باز ميدارد و بصرف رجاء و اميد و آرزو قانع مينمايد. مقدارى در حالات انبياء و اولياء و جديت و كوشش آنان در طاعت و صرف عمر خودشان شب و روز در عبادت و بندگى