ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٣٨ - باب ٥٩ در باره بيم و اميد و حسن ظن بخدا و گمان لطف و كرم از خداوند متعال داشتن
پيشين و در اواخر انجام داده آگاه مىشود. اى انسان چه عاملى تو را گول زد و تو را نسبت بآن خداى كريم و بزرگوارى كه آفريد تو را و تمام اعضاء و قواى درونى تو را متناسب و تعديل نمود و در آن شكل و صورتى كه اراده حكيمانهاش اقتضاء كرد تركيب بندى كرد مغرور نموده و فريب داد.
بروج ١٢ تا ١٤ إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ الى قوله تعالى وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ گرفتن الهى بسى سخت و دشوار است تا آنجا كه فرموده و آن خدا بخشنده پر مهر است.
اعلى ١٠- ١٢ سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى. وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى. الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى. آن كس كه داراى خوف و خشيت است بزودى پند ميپذيرد و آنكه شقاوت و گيش بيشتر است از اين تذكرات كنارهگيرى ميكند و بعدا در آتش بزرگ خشم خدا وارد شده و در آنجا نه ميميرد و نه زنده است در بدترين حالت ميان مرگ و حيات بسر ميبرد.
بينه ٨ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ كسانى كه از خدا ترس دارند پاداششان اين است كه خدا از آنان خشنود و آنان از خدا راضى و خشنود هستند.
تفسير وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ. گفته شده رهبت آن ترسى است كه با تحفّظ و خوددارى هم راه باشد و اين آيه ميفهماند كه مؤمن بجز از خدا نبايد از هيچ كس بترسد وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ يعنى با ايمان خود و پيروى از حق و روى گرداندن از دنيا تقوى و پرهيزگارى را تحكيم نمائيد.
و گفته شده كه رهبت مقدمه و زير بناى تقوى است. أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ مثل اينكه اين آيه دلالت بر اين دارد كه رجاء و اميد بايد توأم با عمل باشد (به گواهى جملات قبلى) و بدون عمل شايسته رجاء نيست، بلكه فريب است و گفته شده با اينكه اين گروه را با داشتن اعمال توصيف مينمايد متذكر رجاء و اميد هم مىشود براى اين است كه عمل در معرض خطر است پس دلالت قطعى بر پايان نيك و سرانجام مطلوب ندارد و لذا در عين عمل كردن بايد حالت رجاء و اميد داشته باشد چون ميزان سعادت پايان و عاقبت امر است وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ گفته شده كه اين جمله تهديد و هشدار بزرگى است كه معلوم مىشود كه طرف تهديد در اعمالش زشتى و قبح بيحد و مرزى دارد و لفظ نفس (شما را از خودش ميترساند) براى اينست كه اعلام نمايد كيفر كيفرى است بس بزرگ كه از خداى بزرگ صادر مىشود بنا بر اين نبايد در برابر اين كيفر بزرگ بتهديد كافران و دشمنان اعتناء شود و تكرار اين جمله براى تأكيد و بزرگداشت مطلب است وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ يعنى همين تهديدهاى الهى از جهت رأفت و محبتى است كه خداوند براى صلاح ديد بندگانش دارد و يا اينكه با جملات قبلى بعذابش جلب توجه بندگان را مينمايد و با اين جمله رافت و محبتش را