ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٠٣ - باب ٥٧ در ورع و پرهيزگارى و اجتناب و دورى از امور مشكوك و شبههناك
اصحابى
. اصحاب و ياران من همانا كسانى هستند كه داراى تقواى كامل و شديد و قوى باشند و براى آفريدگار عمل خود را انجام دهد و با اين برنامه عملى بپاداش خدا اميدوار باشد. اين گونه افراد اصحاب و ياران من هستند.
توضيح مرحوم شيخ بهاء گفته از بيانات امام ٧ فهميده مىشود كه روش بىادبانه و تعبيرات تند أبو الصباح كنانى مورد رضايت حضرت قرار نگرفته و از نحوه مذاكرات او ناراضى بود.
و عمل لخالقه
يعنى اعمال و عبادات خود را از انگيزههاى غير خدائى پاك و كارش را با اخلاص و فقط براى خدا انجام دهد
و رجا ثوابه
از اينكه اين جمله را بعد از آن دو جمله قبل بيان فرموده بدست مىآيد كه رجاء و اميد بلطف و عنايت پروردگار در صورتى صحيح و بجا است كه توأم با عمل و همراه با ورع و تقوى باشد و گر نه فريب و گول زدن انسان خود را بيش نيست و باز اشاره باين مطلب است كه اتكاء بعمل و دل خوش بودن بكارهاى خيرى كه انسان انجام ميدهد و يقين و اطمينان بپاداش خداوندى و قبول عمل چندان صحيح نيست چون عمل و كاركرد انسان در معرض آفات و خطرات فراوانى است كه با آفت تكبر و غيبت و خطر ظلم و ستم و عجب و خودبينى و امثال اين آفتها ناگهان هيچ و پوچ مىشود بنا بر اين جمله و رجا ثوابه يعنى در عين حال كه ورع و تقوى و عمل خالص هست بايد بخدا اميدوار شد كه آفت نيايد و عمل را نابود نمايد. و احتمال دارد كه اين چند جمله بيانگر علت حمله و توبيخ مخالفان باشد يعنى آن گروه مخالف و غير شيعه كه شما شيعيان و اصحاب مرا مورد توبيخ و سرزنش قرار ميدهند از اين جهت است كه شما مواظب اطاعت و اعمال پسنديده نيستيد و حسن عملى و اخلاقى نداريد و مراعات تقيه و دستورات مرا عمل نمينمائيد.
٧- كافى با همان سند از حنان از ابى ساره از حضرت باقر ٧ كه خداوند متعال فرمود: اى فرزند آدم از محرمات و كارهاى حرام و ممنوع اگر اجتناب نمائى از پرهيزگارترين و با تقوىترين مردم هستى.
(تكن من اورع النّاس)
اين جمله ذيل چند احتمال دارد:
١- اينكه چنين شخصى را كه از كارهاى حرام خوددارى ميكند با كسى كه بانجام مستحبّات و اذكار و او را دو دعاها ميپردازد و از مكروهات از قبيل آب ايستاده خوردن و هنگام دخول بمحل قضاء حاجت سر برهنه نبودن و امثال اينها اجتناب ميكند كه در نظر عوام مردم با تقوى حساب مىشود ولى در مقابل كارهاى حرام از قبيل ربا، و رشوه و غير بىتفاوت است، بلكه اينها را با كمال جرأت و بىباكى انجام ميدهد خلاصه اين دو فرد را با هم سنجيده و ميفرمايد شخص اولى نسبت باين فرد دومى پرهيزگارتر است. ٢- احتمال دارد نظر بصاحبان بدعت داشته كه از پيش خود بعضى از حلالها را بر خود