ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٩٢ - اخبار و احاديث در اين باب
است.
و پيغمبر ٦ فرمود: اگر تمام درهاى آسمان و زمين بروى بندهاى بسته شود ولى اين بنده تقوى و پرهيزگارى نمايد قطعا خداوند راه رهائى از آن را فراهم نموده و توسعه و گشايشى براى او قرار ميدهد و معناى تقوى از حضرت صادق ٧ سؤال شد. فرمود تقوى يعنى اين كه خداوند تو را در كنار دستورات و اوامر خود حاضر و آماده ببيند و در موارد نهى و محرمات ترا نبيند.
پيغمبر ٦ فرمود: اصل و اساس دين ورع و تقوى است اگر پرهيزگار باشى عبادت تو از همه با ارزشتر است و بايد اهتمام و توجه بعملى كه توأم با تقوى است بيش از اهتمام باصل و پيكره عمل باشد چون عملى كه توأم با تقوى باشد ارزش خود را از دست نميدهد چطور مىشود آن عملى را كه خدا پذيرفته است اندك و كم ارزش شمرد مگر نه اين است كه خداوند ميفرمايد إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ) خدا عمل اهل تقوى را ميپذيرد و در كتب وحى قديم آمده كه عمل نيكى كه همراه با خوردن حرام باشد مانند حمل كردن آب است در غربال.
و از ائمه اطهار ٧ رسيده كه فرمودهاند: كوشش و جديت كنيد و اگر عمل خيرى انجام نميدهيد لا اقل معصيت نكنيد چون مثلا كسى كه ساختن خانهاى را در دست دارد و بخراب كردن آنچه بنا كرده دست نميزند بالاخره اين بناء بالا رفته و تمام و كامل مىشود گر چه آهسته آهسته باشد ولى آن كس كه بناء ميكند و مقدارى كه بالا رفت خرابش ميكند چنين بنائى هرگز بالا نميرود. و محمد بن يعقوب ... از ابى حمزه شمالى نقل كرده كه گفت خدمت حضرت سجاد بودم مردى شرفياب خدمت حضرت شد و گفت من گرفتار زنان و از گناه زنا كردن چشم نميپوشم ولى براى جبران اين عمل هر وقت مرتكب زنا ميشوم يك روز روزه ميگيرم آيا اين روزه كفاره آن گناه مىشود؟ حضرت فرمود: هيچ چيز نزد خدا محبوبتر از اين نيست كه اطاعتش شود و معصيت او نشود تو نه زنا كن و نه روزه بگير. پدر بزرگوارش حضرت باقر ٧ او را در آغوش گرفت و ضمنا دست آن مرد را گرفت و فرمود: تو عمل دوزخيان را انجام ميدهى و انتظار و توقع دارى كه ببهشت بروى؟! و از پيغمبر اكرم ٦ روايت شده كه فرمود: روز قيامت گروههائى مىآيند كه مانند اين كوه بزرگ اعمال نيك دارند ولى در عين حال فرمان ورود بدوزخ در باره آنان صادر مىشود. سؤال شد آيا اين گونه افراد نماز ميخواندند؟ فرمود اينان نماز ميخواندند روزه ميگرفتند و پاسى از شب را عبادت ميكردند ولى اگر از دنيا چيزى در دستشان قرار ميگرفت با ولع و حرص او را ميگرفتند.