ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٢١ - اخبار
چهره عبوس و ناراحتى با او مواجه شد و فرمود واى بر تو اى عاصم چنين تصور ميكنى كه خداوند تمتعات و لذتها را بر تو مباح كرده ولى دوست ندارد كه تو از آنها بهرهمند شوى؟ تو در نظر خدا كوچكتر از اين هستى (كه از خود چنين راى دهى) آيا نشنيدهاى كه خدا ميفرمايد دو دريا را بهم آميخته نمودى سپس فرموده از اين دو دريا گوهر گرانبها و مرجان بيرون مىآيد سوره الرحمن ٢٢- ١٩ و باز فرموده است از اينها همه شما گوشت تازه تهيه كرده و ميخوريد و از اين درياها زيب و زيور را استخراج نموده و آنها را ميپوشيد. سوره فاطر ٣٥ بخدا سوگند ابتذال و ناچيز دانستن نعمتهاى الهى در مرحله عمل (از همه چيز عملا استفاده كنى و خيلى زياد اهميت ندهى) محبوبتر است در نظر خدا از اين كه با گفتار خود آن نعمتها را مبتذل و ناچيز بدانى و شما شنيدهايد كه خدا ميفرمايد وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ نعمتهاى پروردگار را كه تو مشمول آنها شدهاى بازگو كن سوره ضحى ١١ و همچنين سوره اعراف ٣٢ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ.
خداوند همان گونه كه پيامبران خود را مورد خطاب قرار داده و فرموده: يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً اى رسولان و پيامبران از غذاهاى پاكيزه بخوريد و استفاده كنيد و اعمال شايسته و برنامه نيك خود را هم انجام دهيد. سوره مؤمنون ٥١ مؤمنين را هم مورد خطاب قرار داده و فرموده يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ اى اهل ايمان از غذاهاى پاكيزه كه روزى شما نمودهايم بخوريد و بهرهمند شويد سوره مائده ٨٧ و رسول اللَّه ٦ به بعضى از همسران خود اعتراض كرد و فرمود چرا تو را چنين مىبينم كه موى سر خود را منظم نكرده و روغن بكار نبردهاى؟ چرا بچشم خود سرمه نكشيدهاى و چرا خضاب نكردهاى. عاصم گفت يا امير المؤمنين ٧ پس چطور شما خود به لباس خشن و كم ارزش و به غذاى اندك و ناگوار اكتفا نمودهايد؟
فرمود (اين لباس و غذا مربوط به موقعيت و مسئوليت من است) كه خداوند متعال بر رهبران حق و پيشوايان عدل و داد لازم و فرض نموده كه در زندگى خويش با طبقات ضعيف و كم درآمد هم سطح و هماهنگ باشند تا در نتيجه فقر و تهيدستى مستمندان آنان را در فشار روحى قرار ندهد. على ٧ از آن مجلس برنخاست تا اينكه يكباره عاصم همه چيز را كنار گذاشت و آن لباس خشن را از تنش كند و لباس معمولى بر تن نمود.
١٣- تحف العقول. سفيان ثورى (از اركان متصوفه) بر حضرت صادق ٧ وارد شد ديد حضرت لباس سفيد نرمى مانند پوسته نازك روى سفيده تخم مرغ بر تن دارد معترضانه بحضرت گفت: اين لباس مناسب شما نيست. حضرت فرمود: گوش كن و كاملا