ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٥٤ - گفتار ديگرى از پيغمبر
٢١- تاجور بن صاروغ
تاجور يا ماجور و فرزندانش به امر خدا قيام نمودند، كسى كه بآنان ايمان مىآورد مؤمن و كسى كه آنها را منكر مىشد كافر بود و كسى كه جاهل به امر آنان بود گمراه بود. پس خدا باو وحى كرد كه اسم اعظم و ميراث نبوّت و آنچه را كه در دست داشت بفرزند خود تارخ تسليم نمايد و آن حضرت هم اطاعت امر كرد.
٢٢- تارخ بن تاجور
تارخ ٧ كه پدر حضرت ابراهيم خليل الرحمن باشد بامر خدا قيام كرد و بعثت آن حضرت وقتى بود كه (٦٤) سال از سلطنت رهو بن طهمسعان گذشته بود. و در روايتى است كه (٨٤) سال گذشته بود. و منظور از رهو، همان نمرود معروف است.
٢٣- ابراهيم بن تارخ
ابراهيم ٧ را خداى تعالى براى نبوّت و رسالت و تفصيل حكمت خود انتخاب كرد و بين نوح و ابراهيم عليهما السّلام هزار سال فاصله بوده است.
از صادق آل محمّد صلى اللّه عليه و آله روايت شده كه فرمود: آزر جدّ مادرى حضرت ابراهيم ٧ منجّم نمرود بود و نمرود همان رهو بن طهمسعان بود. شبى در اوضاع ستارگان نظرى كرد و بنمرود گفت: ديشب چيز عجيبى ديدم و آن حال مولودى است در زمين ما كه هلاك ما بدست او