ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٣٩ - سخنان كوتاه آن حضرت در باب اين معانى(حكمت، موعظه، تشويق و تهديد)
كردند، يزيد بن عبد الملك با امام محمّد باقر و اهل بيت آن حضرت دشمنى شديدى داشت. روايت شده كه آن پليد امام باقر را خواست كه بوجود مقدس آن بزرگوار آزارى برساند، همينكه امام محمّد باقر نزد يزيد بن عبد الملك آمد لبهاى خود را حركت داد و دعائى خواند كه كسى نشنيد، يزيد جلو پاى آن حضرت بلند شده آن بزرگوار را بالاى تخت نزد خود جا داد و گفت: حاجتهاى خود را بگو، فرمود: حاجت من آنست كه مرا بطرف وطنم برگردانى. گفت: مانعى ندارد بسوى وطن خود برگرد، ولى آن خبيث بدجنس به مأمورين خود نوشت: در بين راه به امام باقر غذا ندهند، وقتى كه آن حضرت بشهر مدين رسيد غذا باو ندادند و درب آن شهر را برويش بستند.
امام محمّد باقر بالاى كوه رفت و با بلندترين صدا اين آيه را تلاوت كرد: وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً الى قوله تعالى بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ[١] در آن شهر عالمى از ما بقى علماء وجود داشت نزد مردم آن شهر آمد و با صداى بلند گفت: بخدا قسم اين شعيب است كه شما را صدا ميزند، گفتند: اين شعيب نيست بلكه حضرت امام محمّد باقر است، يزيد بن عبد الملك ما را دستور داده كه به او غذا ندهيم، آن عالم گفت: يا درب شهر را بروى او باز كنيد يا در انتظار عذاب باشيد، حرف او را شنيدند و درب را براى آن حضرت گشودند، آنان را دستور داد تا براى امام باقر غذا آوردند، پس از آن امام باقر ٧
[١] سوره هود، آيه( ٨٦) الى( ٨٨) يعنى حضرت شعيب را براى مردم شهر مدين فرستاديم تا آنجا كه ميفرمايد: كسى را كه خدا باقى بگذارد براى شما بهتر است اگر مؤمن باشيد- مترجم.