ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٢٨٠ - قسمتى از گفتار آن حضرت در پارسائى، و نكوهش از دنيا و گذرا بودنش
آنان عهد و پيمان ببندم، مردم جز يك عده كمى متفرق شدند،
[وصيت كردن على ٧]
پس أمير المؤمنين أهل خانه خود را كه دوازده مرد بودند جمع كرد و عدهاى هم از شيعيان آن بزرگوار حاضر بودند، على ٧ حمد و ثناى خداى را بجاى آورد و فرمود: خداى رؤف دوست دارد كه سنّت پيغمبر خود حضرت يعقوب را درباره من عملى كند زيرا كه يعقوب ٧ فرزندان خود را كه دوازده مرد بودند جمع كرد و فرمود: من دوست دارم كه يوسف را وصىّ خود قرار دهم پس شما حرف او را گوش كنيد و امر او را اطاعت نمائيد!. من نيز حسن و حسين را وصى خود ميگردانم پس شما حرف آنان را گوش دهيد و امر آنان را اطاعت كنيد!.
عبد اللّه يا عبيد اللّه متوجه أمير المؤمنين شد و گفت: محمّد بن حنفيه وصىّ شما نيست؟ على ٧ فرمود: آيا در موقع زنده بودن من جرئت ميكنى (و با وصيّت من مخالفت مينمائى؟) گويا: من مىبينم كه تو در خيمه او درحالىكه ذبح شده باشى يافت خواهى شد.
على بن أبي طالب ٧ امام حسن را وصىّ خود نمود، اسم أعظم خدا و نور و حكمت و آنچه كه از پيغمبران به ارث باقى مانده بود بحضرت امام حسن تسليم كرد، بامام حسن فرمود: موقعى كه من مردم مرا غسل ميدهى و كفن ميكنى و حنوط نموده داخل قبر مينمائى! همينكه خشت لحد مرا چيدى اولين خشت را برمىدارى و مرا ميطلبى ولى مرا نخواهى يافت.
شهادت على بن أبي طالب ٧ در شب جمعه (٢١) ماه رمضان بوده و عمر آن حضرت (٦٥) سال بوده كه (٣٥) سال آن را با حضرت محمّد بن