ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٢٥٤ - خطبه ديگر در بيان اركان و شعب ايمان و اركان و شعب كفر
آن شير نظير آهوى با الفت مطيع او گرديد. آنگاه من در حالى كه ترسان بودم از خواب بيدار شدم، اول صبح رفتم نزد آن دانشمند و فالگير يهود و آن قيافهشناسان و فالگيران كه بمن وعده و بشارت داده بودند و قصد من ابو كرز فالگير بود كه در شغل خود حاذق بود، همينكه نزد او رفتم يافتم كه دنبال حاجت خود رفته است، من در انتظار او نشستم و جميل كه فالگير بنى تميم بود در آنجا بود ولى من دوست نداشتم كه نزد او حاضر شوم، منتظر بودم كه جميل از آنجا بلند شود ولى جميل نگاهى بمن كرد، خنديد و گفت: (بحق آفريننده) ستارگان و آشكار كننده نعمتها و آفريننده زمين و آسمان قسم كه تو دوست ندارى من در اينجا باشم بلكه دوست دارى من از اينجا دور شوم تا تو تعبير خواب خود را از ابو كرز سؤال كنى و او ترا مطلع نمايد، من به جميل گفتم: اگر تو در فال گرفتن صادق القول هستى پس آنچه را كه پيشبينى كردى بمن خبر بده! پس جميل اين اشعار را سرود:
|
رأيت اجبالا تلى اجبالا |
و كلها لابسة سر بالا |
|
|
مسرعة قد تبتغى الفتالا |
حتّى رأيت بعضها تعالى |
|
|
ينثر من جلبا به نصالا |
اخذت منها اربعا طوالا |
|
|
و بيضة تشتعل اشتعالا |
فواحد فى ثج ماء عالا |
|
|
و ثانى فى جوّها قد صالا |
بذى طواف طار حين زالا |
|
|
و ثالث قد صادف اختلالا |
لما غدا منكسرا اوصالا |
|
|
و رابع قد خلته هلالا |
مقدح الزندين قد تلالا |
|
|
ولت به صائلة ايغالا |
حتى استحال بعدها انتقالا |
|