ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٩٨ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
را شفيع قرار دهيد همچنانكه غير از شما او را شفيع قرار دادند.
در جواب گفتند: رأى شما رأى خوبى است، آنگاه نزد حضرت عبد المطّلب آمدند و گفتند: يا ابا الحارث عمل تو پيروز باد، ما ارحام نزديك شما هستيم، سالهاى قحط كه شخص چاق را لاغر و مردم ناسپاس را فقير ميكنند دچار ما شدهاند، خبر بزرگوارى و آبرومندى تو بما رسيده است پس تو نزد آن كسى كه شفاعت تو را قبول ميكند براى ما شفاعت كن.
حضرت عبد المطّلب فرمود: وعده ما و شما در كوه عرفات باشد آنگاه آن بزرگوار با فرزندان و فرزندان فرزندان خود بيرون آمدند تا بكوه عرفات رسيدند، عبد المطّلب ٧ دست بدعا بلند كرد و اين دعا را خواند:
اللهم رب الريح العاصف و البرق الخاطف و الرعد القاصف منشى السحاب و مالك الرقاب و خالق الخلق و منزل الرزق و الحق.
اين قبيله مضر است كه بهترين مردم ميباشند، از سختى حال و كثرت خشكسالى كه پشت آنان را خم و موى آنان را ژوليده و چاق آنان را لاغر و ناسپاس آنان را فقير نموده و چشمان آنان را بگودى فرو برده (شكايت دارند) قبيله مضر حيوانات شل و چرنده و اطفال شير خوار را بجاى نهادند (و درب خانه تو آمدهاند) بار خدايا مجراى باد و ابرى را كه باران ميريزد براى آنان باز كن تا زمين آنان بخندد و ضررشان برطرف گردد.
راوى گويد: حضرت عبد المطّلب و همراهانش هنوز از كوه عرفات