ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٩٤ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
زدن در پشت من دور زد، عبد المطلب فرمود: اگر خواب تو راست باشد بهترين مردم عالم از پشت تو خارج خواهد شد.
حضرت عبد اللّه مدتى را در همين حال بود و زنان قريش را آرزوئى جز وصال آن حضرت نبود. بعد از آن تعداد (٧٠) نفر از علماى يهود شام بسوى عبد اللّه حركت كردند و هم قسم شدند كه تا عبد اللّه ٧ را نكشند خارج نشوند، تعداد (٧٠) شمشيرى كه با زهر آب داده بودند با خود آوردند، در شب حركت ميكردند و در روز پنهان ميشدند تا اينكه در نزديكى مكه وارد شدند و در آنجا اقامت كردند.
در يكى از روزها كه حضرت عبد اللّه به تنهائى براى شكار خارج گرديد و علماى يهود آن بزرگوار را در خلوتگاهى بدست آوردند آن حضرت را محاصره كردند كه او را بكشند، وقتى كه وهب بن عبد مناف كه پدر آمنه مادر رسول خدا باشد اين منظره را مشاهده كرد حس حمايت او بجنبش افتاد و گفت: هفتاد نفر يك نفر از اهل مكه را محاصره كنند كه معين و ناصرى ندارد؟؟ من حتما او را يارى مينمايم.
آنگاه وهب بن عبد مناف از محل خود براى يارى كردن عبد اللّه حمله كرد، همينكه وهب متوجه شد مردانى را كه شباهت بمردان دنيا نداشتند ديد كه از آسمان بر زمين نازل شدند و بر علماى يهود حمله كرده آنان را قطعهقطعه كردند. موقعى كه وهب اين منظره را مشاهده كرد نزد زوجه خود مراجعت كرده او را از اين جريان خبردار نمود و گفت: برو نزد حضرت عبد المطلب و دختر خود را بآن حضرت براى پسرش عبد اللّه عرضه كن! شايد عبد اللّه ٧ دختر ما را تزويج نمايد قبل از آنكه مردم ديگر بر ما سبقت بگيرند و حسرت و