ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٧٦ - سخنان كوتاه پيغمبر
او را عمران ميناميدند و چون خدا فرزندى بآن عمران ميداد او را موسى ميناميدند و منظورشان از اين عمل قيام موسى موعود بود، ولى حضرت موسى ٧ ظهور نكرد تا هفتاد نفر از آن دروغگويان خروج كردند و روايت شده كه پنجاه نفر از بنى اسرائيل بدروغ ادّعا كردند كه موسى موعودند.
در آن موقع بود كه بعد از فرعون يوسف فيقابوس مدّت (١٥٠) سال مالك زمين شد و شهرى بنا كرد كه نام آن را قيفدون نهاد و او همان پادشاهى بود كه قبل از حضرت سليمان بن داود عليهما السّلام شياطين با او بودند. موقعى كه وفات ببرز ٧ در رسيد خدا او را وحى كرد كه نور و حكمت خدا را با آنچه كه (از امانتها) در دست داشت بنحو امانت بفرزند خود احرب بسپارد، پس آن حضرت فرزند خود را خواست و او را وصيّتى چون وصيّت پدر خود يوسف ٧ كرد.
٢٩- احرب بن ببرز عليهما السّلام
بعد از ببرز فرزندش احرب براى امر خدا اقدام نمود و مؤمنين از او متابعت كردند و بر طريقه پدران خود عليهم السّلام رفتار كرد تا اينكه وفات آن حضرت در رسيد و خدا به او وحى كرد كه فرزند خود ميتاح را وصىّ خود قرار دهد، پس آن حضرت فرزند خود را خواست و او را وصىّ خود گردانيده مواريث انبياء را با آنچه كه در دست داشت به او تسليم كرد و از دنيا رحلت كرد.