ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٧٥ - سخنان كوتاه پيغمبر
بعد از آن يوسف ٧ تابوت و نور و حكمت و جميع مواريث انبياء عليهم السّلام را به ببرز بن لاوى تسليم كرد و از دنيا رحلت كرد و در مصر در صندوقى از مرمر در ميان درياى نيل دفن شد. بعد از آن حضرت موسى ٧ جنازه او را از آن موضع استخراج كرده بسوى بيت المقدّس برده در آنجا دفن كرد.
علّت اينكه جنازه يوسف ٧ را بطرف بيت المقدّس حمل كرد اين بود كه براى بنى اسرائيل باران نيامد و خدا به موسى ٧ وحى كرد كه استخوانهاى يوسف را از آن موضع خارج نمايد.
حضرت موسى نزد پيرهزنى كه كور و زمينگير بود آمد و از موضع قبر يوسف سؤال كرد؟ آن پيرهزن گفت: من محلّ قبر يوسف ٧ را ميدانم ولى بتو نشان نميدهم تا اينكه سه خصلت را بمن عطا كنى: ١- اينكه پاى مرا شفا دهى ٢- اينكه زيبائى و جوانى و چشمان مرا بمن برگردانى ٣- اينكه من با تو در بهشت باشم، آن پيرهزن از بنى اسرائيل بود و آنچه را كه خواسته بود خدا باو عطا كرد، و بموسى خطاب رسيد: آنچه را كه از تو خواست به او عطا كن و موسى هم عطا كرد، آنگاه آن زن قبر يوسف را بموسى ارائه كرد و موسى هم استخوانهاى يوسف ٧ را به بيت المقدّس حمل كرد.
٢٨- ببرز بن لاوى بن يعقوب عليهم السّلام
بعد از حضرت يوسف ٧ ببرز بن لاوى بن يعقوب ٧ به امر خداى سبحان قيام كرد و بطريقه پدران خود عليهم السّلام امر خدا را تدبير ميكرد. روايت شده كه هر وقت بچهاى در بنى اسرائيل متولد ميشد