ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٧
عزازيل بود[١] سپس ابليس و ملائكه جنّ و نسناس را به اطراف زمين متفرّق كردند و ابليس با تابعين خود در مواضع معموره و آباد زمين ساكن شد و در بين اهل زمين حكومت ميكرد و خويشتن را بملائكه شبيه مينمود ولى از آنها نبود، در ظاهر خدا را عبادت ميكرد ولى در باطن مرتكب معصيت خدا ميگرديد، بعد از آن ابليس ملعون علنا خدا را معصيت ميكرد و بر خلاف امر خدا حكم نموده (احكام خدا را) تغيير و تبديل ميداد.
موقعى كه خدا اراده كرد آدم ٧ را خلق كند- و مدّت هفت هزار سال بر جنّ و نسناس گذشته بود و ابليس لعين هم قسمتى از زمان را گذرانده بود- طبقات آسمانها را بر طرف كرد و بملائكه فرمود: بمخلوق زمين من نگاه كنيد. همينكه ملائكه، فساد زمين و ريختن خونها را ديدند بنظر آنها ناپسند آمد خداى حكيم به آنها وحى كرد كه من ميخواهم براى خود در زمين خليفهاى قرار دهم تا براى من بر اهل زمين حجّتى باشد.
ملائكه گفتند: آيا كسى را در زمين قرار ميدهى كه در آن فساد كند و خونها را بريزد در صورتى كه ما تو را بوسيله حمد تسبيح ميكنيم و تو را تقديس مينمائيم؟[٢] آن خليفه را از ما قرار بده زيرا كه ما در زمين فساد نميكنيم و خونها را نميريزيم.
[١] ابليس: مأيوس از رحمت خدا. عزازيل: كلمهاى است عبرانى.
مجمع البحرين.
[٢] تسبيح: سبحان اللّه گفتن و تقديس: خدا را بپاكى ياد كردن.
اقرب الموارد.