ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٦٢ - خطبه پيغمبر
روايت شده كه جبرئيل ٧ چشمه زمزم را حفر كرد و آب جوشيدن گرفت و اطراف آن را سنگچين كرد اگر اطراف آن را سنگچين نمىكرد آن آب بزمين فرو ميرفت.
اول كسى كه بعربى تكلم كرد
روايت شده كه هاجر و اسماعيل در آن موقع براى آب بالاى كوه رفته بودند. همين كه هاجر آن آب را ديد بسوى آن شتافت و با زبان عبرى حضرت اسماعيل را صدا زد، ولى اسماعيل ٧ جواب مادر را بعربى گفت: لبّيك لبّيك و زبان عبرى را فراموش كرد، اسماعيل ٧ اوّل كسى بود كه در آن زمان بعربى سخن گفت.
در روايت ديگر است كه هاجر اسماعيل ٧ را صدا زد و آن حضرت نزد مادر آمد. اسماعيل تشنه بود همين كه نظرش بآن آب افتاد خم شد و از آن آب آشاميده سر خود را بلند كرد و گفت:
الحمد لله رب العالمين و صلى الله على محمد و آله.
و زبان عبرى را فراموش كرد.
و در روايت ديگر وارد شده: در آن موقعى كه اسماعيل ٧ تشنه بود هاجر در بين صفا و مروه بجهت گرسنگى مشغول فعّاليت بود، پس جبرئيل ٧ او را ملاقات كرد و هاجر از ديدن جبرئيل به جزع و فزع افتاد، جبرئيل بهاجر گفت: تو چه كسى هستى؟ گفت من مادر اسماعيل فرزند ابراهيم خليل الرحمن عليهما السّلام هستم، جبرئيل گفت: ابراهيم تو را در اينجا بچه كسى سپرده است؟ هاجر گفت:
من هم اين صحبت را با ابراهيم كردم و او در جواب من گفت: شما را بخدائى كه شريك ندارد مىسپارم.