ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٨٩ - سفارشهاى آن حضرت به«عبد الله بن جندب»
[معجزاتى از امام زمان ٧]
٤- نيز مسعودى از نسيم كه خادم امام حسن عسكرى ٧ بود روايت كرده كه گفت: يك شب بعد از آنكه امام زمان متولد شده بود من نزد آن حضرت رفتم و عطسه كردم: آن بزرگوار بمن فرمود: يرحمك اللّه و من خوشحال شدم. بعد از آن بمن فرمود:
آيا مائلى كه تو را درباره عطسه كردن مژدهاى بدهم؟ گفتم: آرى فرمود: (كسى كه) عطسه كند تا سه روز از مرگ در امان خواهد بود.
٥- مسعودى از ضرير خادم روايت كرده كه گفت: من خدمت حضرت صاحب الزمان ٧ رفتم، بمن فرمود: صندل قرمز براى من بيار! من صندل قرمز بآن حضرت تقديم كردم، فرمود: مرا مىشناسى؟
گفتم: آرى، فرمود: من چه كسى هستم؟ گفتم: تو مولا و فرزند مولاى من هستى، فرمود: منظور من اين نبود، گفتم: فدايت شوم پس منظور خود را شرح بده، فرمود: من خاتم الاوصياء هستم، خدا بجهت من بلاء را از اهل و شيعه من دفع ميكند.
٦- از محمّد بن احمد انصارى روايت شده كه گفت: گروهى از مفوّضه و مقصره[١] كامل بن ابراهيم مدائنى را نزد امام حسن عسكرى ٧ فرستادند تا با آن حضرت درباره امر مفوّضه مناظره (و مباحثه) كند، كامل ميگويد: من با خودم گفتم: از امام عسكرى پرسش ميكنم: كسى داخل بهشت نميشود مگر اينكه معرفت او نظير معرفت من و مقاله او چون مقاله من باشد. وقتى كه نزد امام عسكرى رفتم ديدم لباسهاى سفيد و نازكى پوشيده. با خودم گفتم: ولى و حجت خدا
[١] مفوضه: گروهى هستند كه ميگويند: خدا بنى آدم را خلق كرده و اختيار امور آنان را بخودشان واگذار كرده است- مترجم.