ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٧٠ - سخنان كوتاه امام پنجم(ع) در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
٢٧- از ابو هاشم روايت شده كه گفت: من در حضور امام حسن عسكرى ٧ بودم، دچار تنگى معيشت شده بودم، خواستم كه پولى از آن حضرت بگيرم ولى خجالت كشيدم، وقتى كه در منزل خود آمدم آن بزرگوار مبلغ (١٠٠) دينار براى من فرستاد و نوشت: هر وقت كه حاجتى دارى خجالت نكش، حاجت خود را بخواه! آنطور كه دوست دارى روا خواهد شد.
٢٨- از حجاج بن سفيان روايت شده كه گفت: پسرم را در حال بيمارى در بصره نهادم و براى امام حسن عسكرى ٧ نوشتم: كه دعا كند. آن حضرت در جوابم نوشت: خدا پسر ترا رحمت كند، زيرا كه مؤمن بود. حجّاج گويد: (از بصره) نامه براى من آمد كه پسرم در همان روز از دنيا رفته بود، پسرم بجهت اختلافاتى كه درباره امامت پيدا شده بود در امر امامت در حال شك بوده است.
٢٩- از محمّد بن رياب رقاشى روايت شده كه گفت: من براى امام حسن عسكرى نامه نوشتم و از آن حضرت تقاضاى معنى كلمه مشكات را كردم و از آن بزرگوار خواستم كه چون زن من حامله است دعا كند تا خدا پسرى باو عطا كند، خواهش كردم كه امام نام آن پسر را هم تعيين نمايد؟ در جوابم نوشت: معناى كلمه مشكات قلب حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله است. در آخر نامه نوشته بود: خدا بتو اجر بزرگى عطا كند و پسرى بتو مرحمت فرمايد، بعد از آن زن من بچه مرده زائيد و بعدا حامله شد و پسر آورد.
٣٠- از على بن حميد روايت شده كه گفت: من براى امام حسن
______________________________
*
يعنى امام فرموده باشد: سنه دويست و شصت. زيرا وفات آن حضرت در سنه دويست و شصت
هجرى بوده.