ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٦١ - احكام شمشيرها
آن حضرت روايت كردم، وقتى كه محمد از دنيا رفت من متحير ماندم ترسيدم كه راجع به اين موضوع چيزى بنويسم، نميدانستم چه خواهد شد، نامهاى به امام على النقى نوشتم و از آن حضرت خواستم كه مرا دعا كند، جواب آمد كه براى تو دعا كردم، در آخر نامه نوشته بود كه تو در نظر گرفتى راجع بخليفه (بعد از من) پرسش نمائى، اندوهناك مباش، خداى رؤف گروهى را كه هدايت كند آنان را گمراه نميكند تا اينكه آنچه را كه بايد از آن پرهيز كنند براى آنان بيان كند، بعد از من امام تو امام حسن عسكرى است، علم نيازمنديهاى شما نزد او خواهد بود. خدا هر چه را بخواهد مقدّم و هر چه را كه بخواهد مؤخر ميدارد، تو نامهاى نوشتى كه در آن براى شخص بيدار و عاقل بيانى ميباشد.
١١- از هارون بن مسلم روايت شده كه گفت: بعد از آنكه امام على النقى از دنيا رفت من و چند نفر ديگر براى امام حسن عسكرى نامه نوشتيم و راجع به وصى پدرش پرسش نموديم. جواب آمد: آنچه را نوشته بوديد فهميدم و دانستم كه تا بحال در شك بوديد اين مصيبت مصيبت بزرگى است، من طبق گفته پدرم در گذشتهها وصى پدرم و امام شما هستم، من خدا و ملائكه خدا و اولياء خدا را شاهد ميگيرم كه وصى پدرم ميباشم. اگر شما بعد از آنكه خط مرا ديديد و خطاب مرا شنيديد (درباره امامت من) شك داشته باشيد خطاء كردهايد و راه را غلط رفتهايد.
١٢- از احمد بن محمد صاحب ترك روايت شده كه گفت: امام على النقى فرمود: فرزند من حضرت قائم از پسرم (امام حسن عسكرى