ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٧٦ - خطبه آن جناب در امر به معروف و نهى از منكر كه از امير المؤمنين(ع) نقل شده
نمود، منادى ندا كرد: هر كس بخواهد جنازه موسى بن جعفر ٧ را ببيند آزاد است، موسى بن جعفر بدرد خدائى مرده، مسموم و مقتول نشده. مردم مىآمدند و بجنازه آن حضرت نگاه ميكردند، آنگاه جنازه آن بزرگوار را بطرف قبرستان قريش بردند. مردم از جنازه آن حضرت تشييع كردند تا در مدينة السلام (كاظمين) در آن موضعى كه براى خود خريدارى كرده بود دفن شد.
غلام موسى بن جعفر ٧ كه نامش مسافر بود ميگويد: در يكى از شبها ما رختخواب امام رضا ٧ را گسترانيديم، رسم آن حضرت اين بود كه براى خوابيدن دير مىآمد، ولى آن شب را تا صبح در منزل و خوابگاه خود نيامد، لذا اهل خانه ناراحت شدند، ترسيدند، بجهت دير آمدن آن حضرت دچار وحشت گرديدند.
وقتى كه صبح شد ناگاه امام رضا ٧ بدون خبر وارد خانه شد، ام احمد را خواست و فرمود: آن امانتى كه پدرم نزد تو نهاده حاضر كن- امام رضا نشانى آن امانت را داد- ام احمد چون اين خبر وحشتناك را شنيد صدا بگريه بلند كرد، لطمه بصورت زد، لباسهاى خود را پاره كرد و گفت: بخدا قسم كه مولاى من از دستم رفت.
امام رضا ٧ او را امر بصبر كرد، فرمود: اين موضوع را پنهان كن! آن را ظاهر مكن تا اين خبر به والى مدينه برسد، مردم براى او تعريف كنند و از زبان ما شنيده نشود.
آنگاه امّ احمد كيسهاى را آورد كه امانتهاى موسى بن جعفر با (٦٠٠٠) دينار در آن بود، آن را به امام رضا ٧ تسليم كرد و