ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٥٢ - سخنان طولانى سبط اكبر پيغمبر
و به حيره وارد شد ربيع دربان خدمت امام صادق ٧ آمد و گفت:
منصور را اجابت كن! حضرت صادق دوباره بسوى منصور برگشت، در صحراء يك صورت عجيب الخلقهاى پيدا شده بود كه كسى نميدانست آن صورت چيست، آن كسى كه آن صورت را يافته بود ميگفت من آن را با باران يافتم.
موقعى كه امام جعفر صادق ٧ نزد منصور آمد آن خبيث بحضرت صادق گفت: بمن خبر ده كه آيا در هوا چه چيزى وجود دارد؟
فرمود: آرى، دريائى وجود دارد، گفت: آيا در آن دريا كسى ساكن است؟ فرمود: آرى، گفت: چه مخلوقى در آن ساكن است؟ فرمود:
خدا بدنهاى آنها را نظير بدن ماهى و سرهاى آنها را مثل سر پرندگان خلق كرده، و پروبال رنگوارنگى نظير پروبال پرندگان دارند كه از طلا سفيدتر است.
منصور دستور داد تا آن طشت را آوردند، ديدند آن مخلوق در ميان طشت است و نشانيهاى آن بدون كم و زياد همانطور است كه امام صادق ٧ فرموده بود. بعد از آن منصور بحضرت صادق اجازه مراجعت داد و آن بزرگوار برگشت منصور به ربيع گفت: اين مرد محزون كه بر خلق و دين من اعتراض ميكند عالمترين اهل زمان است.
١٧- از عبد الاعلى على بن اعين و عبيدة بن بشير روايت شده كه گفتند: حضرت صادق ٧ فرمود: بخدا قسم كه من عالم هستم بآنچه كه در آسمان و زمين و بهشت و دوزخ است، و آنچه كه بوده و تا روز قيامت خواهد بود، آنگاه آن حضرت ساكت شد، بعد از آن فرمود: