ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٢٤٤ - شرح حال پرهيزگاران
خرما بر گرفت و دست خود را از آن درخت برداشت و اشاره كرد تا آن درخت بجاى خود برگشت، آن حضرت گمان ميكرد كه من خوابم ولى من خوابيده و بيدار بودم.
چون اين معجزه را از آن حضرت ديدم ترس بر من غلبه كرد، نتوانستم خوددارى نمايم پس نزد ابو طالب آمدم و در مكان خلوتى باو گفتم: من از حضرت محمّد چنين و چنان ديدم؟! ابو طالب گفت: آرام باش و اين گفتگو را جاى ديگر مكن كه شايد خوابهاى دروغى بوده، گفتم:
نه بخدا قسم بلكه بطور يقين در حال بيدارى بود نه در حال خواب، بچشم بيدارى ديدم نه در چشم خواب، من بخدا اميدوارم كه اين گمان مرا نسبت به محمّد صلى اللّه عليه و آله ثابت نمايد و آنطور باشد كه بوسيله پرورش آن حضرت بمن بشارت داده شده و من به جهت كفالت و عهدهدارى نفقه آن بزرگوار رستگار گردم.
بعد از آن فاطمه بنت اسد در شب و روز از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله جدا نمىشد، از آن حضرت غفلت و از خدمتش كوتاهى نمىكرد، در جستجوى غذا و آب پيغمبر بود، پس رسول اللّه آن بىبى را مادر ميگفت. فاطمه بنت اسد از بتها دورى گزيد، از قربانى كردن قربانىهائى كه در ايام عيدها به اميد پسر براى بتها قربانى ميكرد خوددارى نمود، برسول خدا صلى اللّه عليه و آله و خدمت بآن حضرت دل خوش كرد، چون خدمتگزاران كعبه ديدند كه فاطمه بنت اسد نذر و نياز خود را از بتها قطع كرد مانع مىشدند كه آن بىبى نزد بت بزرگ داخل شود.
حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله در كليه مجالس قريش شركت مىكرد مگر سجده كردن و قربانى كردن براى بتها و شرب خمر و شعر و حرف