ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٢٤١ - موعظه آن جناب و توصيف احوال تقصيركاران
انشاد كرد:
|
طالت التّرقّب للميعاد اذ عدمت |
منّى الحوائل ولدا من عناصير |
|
|
لما أتيت الى الكهان بشّرنى |
عند السؤال عليهم بالمحابير |
|
|
فقال يوعدنى و الدمع مبتدر |
يا فاطم انتظرى خير التباشير |
|
|
نورا منيرا به الابناء قد شهدت |
و الكتب تنطق عن شرح المزامير |
|
|
انى بذاك فقد طال الطلاع الى |
وجه المبارك يزهر فى الدياجير. |
|
[در سرپرستى ابو طالب ع از رسول خدا ص]
موقعى كه عبد المطّلب ٧ از دنيا رفت حضرت ابو طالب به بهترين كفالت متكفّل رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله گرديد، بآن حضرت مهربانى و ترحّم ميكرد، در نگاهدارى آن بزرگوار رنج ميكشيد، بلطف آن حضرت چنگ ميزد، او را لباس و پوشاك ميداد، نسبت بآنهائى كه در اطراف آن حضرت بودند عطف و توجهى داشت.
حضرت ابو طالب مرد محترم و معظمى بود، بر طرف كننده اندوه بود، مرد بيهودهگو و پرحرف و مردم آزارى نبود بلكه مردى نيكوكار و با عاطفه و نسبت بآنچه كه داشت بخشنده بود، نسبت بآنچه كه برايش مقدور بود جوانمردى ميكرد، هيچ ترسى آن حضرت را از سبقت در سخنرانى مانع نمىشد، در موقع خصومت ملالى دچار او نميگرديد، نسبت برسول اللّه صلى اللّه عليه و آله محبّت بخصوصى داشت.
فاطمه بنت اسد نسبت برسول خدا صلى اللّه عليه و آله علاقه زيادى داشت، بجهت محبّت و برهانهائى كه از رسول خدا به آن بىبى وعده داده بودند عنان صبر را از دست داده بود. فاطمه بنت اسد ميگفت: بخداى آسمان قسم كه نذر من قبول و سعى من مقبول و دعاى من مستجاب گرديد، من محبّت حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله را در قلبم جاى ميدهم، بوسيله