ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٢٢٣ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
عبد اللّه صلى اللّه عليه و آله عطا فرمود و يك حرف از اسم اعظم خود را براى خود انتخاب كرد، پس بنا بر اين پيغمبر عزيز اسلام از كليه آنچه را كه انبياء گذشته ميدانستند و آنچه را كه نميدانستند خبردار بود.
[وصيت نامه آسمانى و شروط آن]
موقعى كه امر (رحلت) پيغمبر صلى اللّه عليه و آله نزديك گرديد خداى حكيم نامه عهد و پيمانى را از آسمان بر آن حضرت نازل كرد، آن نامه را جبرئيل با عدهاى از ملائكه امين خدا براى رسول اللّه آورد، جبرئيل گفت: يا رسول اللّه اين افرادى را كه در نزد تو نشستهاند غير از وصى خود همه را از مجلس خود خارج كن! تا وصى تو وصيتنامه را از ما بگيرد و ما را بر آن شاهد بگيرد.
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كليه آن افرادى را كه در خانه در حضور آن حضرت بودند غير از على و زهراء و حسنين عليهم السّلام امر بخروج كرد.
آنگاه جبرئيل ٧ گفت: يا رسول اللّه! خداى سبحان تو را سلام ميرساند و ميفرمايد: اين نامهاى است كه من با تو عهد و شرط كردم و ملائكه خود را براى تو شاهد گرفتم و خود من از لحاظ شهادت كافى هستم، اعضاء رسول اللّه به لرزه افتاد و گفت: خدا خود سلام و سلامتى از او است و سلامتى بسوى او بر ميگردد، خدا راست ميگويد وصيتنامه را بمن بده جبرئيل آن وصيتنامه را برسول اللّه صلى اللّه عليه و آله داد.
آنگاه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آن وصيتنامه را بعلى بن أبي طالب ٧ داد و او را امر كرد تا آن را قرائت نمايد، فرمود: اين عهدنامه و امانتنامه پروردگار من است كه براى من فرستاده است و من هم آن را بتو رسانيدم و وظيفه خود را ادا كردم، على ٧ گفت: پدر و مادرم فداى تو باد من هم به تبليغ و نصيحت و صدق قول تو شهادت ميدهم،