ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٢٠٣ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
كه آن را باز كرد و مهرى از ميان آن خارج كرد كه چشم بينندگان را خيره ميكرد. بعد از آن فرزند مرا برداشت و هفت مرتبه با آب آن ابريق شستشو داد، بين دو كتف آن حضرت را با آن مهر مهر كرد، آن بزرگوار را در بين قطعه ابريشمى پيچيد، فرزند من بقدر يك ساعت در بين بالهاى آنان داخل گرديد.
از صادق آل محمّد صلى اللّه عليه و آله روايت شده كه فرمود: آن كسى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را شستشو ميداد رضوان (نام ملكى است) بود، بعد از آن رضوان متوجه آن حضرت شده گفت: مژده باد تو را اى عزت دنيا و شرف آخرت، رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله طاهر و مطهر متولد گرديد.
روايت شده كه فرمود: آن وصيى كه در آن وقت صاحب الزمان بوده است پدر من (على ٧؟) بوده است، همينكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله متولد شد معتمدين خود را از امر وصى خبر دار كرد و آن وصى براى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله چون باب (درب) گرديد، آن وصى در ظاهر از براى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله حجت و در باطن چون درب ميباشد، زيرا كه هرگز بر عليه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله حجّتى نبوده و خود آن حضرت نبود مگر حجت (بر خلق) پس آن برگزيده خدا از وقت ولادت تا زمان رسالت خود بر وصى و معتمدين وصى حجت بود و آن وصى هم در ظاهر بر خلق حجت بود و در باطن از براى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله چون درى بود كه مقصود (خدا و خلق) باشد.
حضرت عبد المطّلب ٧ ميگويد: من در شب ولادت پسرم محمّد صلى اللّه عليه و آله در خانه كعبه مشغول اصلاح خانه كعبه بودم، همينكه شب نصفه شد ناگاه ديدم كه خانه كعبه با چهار گوشه خود به طرف مقام ابراهيم