ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٢٢ - نامه امير المؤمنين(ع) به فرزندش امام حسن(ع)
سليمان آن را تمام كرد و محرابهائى در آن نصب كرد.
٤٦- سليمان بن داود عليهما السّلام
بعد از داود ٧ حضرت سليمان براى امر و نور و حكمت خدا و جميع مواريث انبياء عليهم السّلام قيام كرد و موقعى كه امر خلافت براى آن حضرت برقرار گرديد بلند شد و خطبهاى خواند و خدا را ياد كرد و ثناى پروردگار را بجاى آورد و فرمود: أيها الناس ما زبان پرندگان را تعليم گرفتهايم و از هر چيزى بما عطا شده و اين فضيلتى ظاهر و آشكار است.
خداى توانا از براى حضرت سليمان ٧ جن، انس، پرندگان جنبندگان و درندگان را مسخر و مطيع كرده بود و هيچ پادشاهى در اطراف زمين نبود مگر اينكه او نزد سليمان مىآمد و ذليل ميشد و بدين اسلام مشرف ميگرديد.
روايت شده كه در زمان حضرت سليمان قحطى شدت يافت و مردم بآن حضرت شكايت كردند و از آن بزرگوار خواستند كه از خدا براى آنها طلب آب نمايد، همينكه آن حضرت با آنها خارج شد ناگاه در بين راه بمورچهاى برخورد كرد كه دستهاى خود را بآسمانها بلند كرده و پاهاى خود را بر زمين نهاده ميگويد: پروردگارا ما هم خلقى از مخلوقات تو هستيم و از رزق تو مستغنى نيستيم پس ما حيوانات را بوسيله گناه بنى آدم هلاك منما. حضرت سليمان ٧ به ياران خود فرمود:
برگرديد كه شما بوسيله ديگرى سيرآب شديد، در آن سال بنحوى باران بوادى آنان آمد كه هيچ سالى نيامده بود.