ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١١٦ - نامه امير المؤمنين(ع) به فرزندش امام حسن(ع)
كردند. عرض كرد: پروردگارا مرا هم امتحان كن، خطاب شد:
من تو را در فلان سال و فلان ماه و فلان روز و فلان ساعت امتحان خواهم كرد، همينكه آن روز كذائى شد داود ٧ در محراب عبادت در حق مردمان خطا كار نفرين ميكرد. جريان اين موضوع همان است كه خدا (در قرآن) از قبيل پرنده و آن زن و آن دو ملك فرموده است.
آنگاه جبرئيل نزد حضرت داود آمد و گفت: اگر ميخواهى خدا توبه تو را قبول كند او را بحق محمّد و آل محمّد صلى اللّه عليه و آله قسم بده، داود ٧ پروردگار خود را بحق محمّد و آل محمّد صلى اللّه عليه و آله قسم داد، حضرت ابراهيم ٧ هم در موقعى كه در آتش انداخته شد همين عمل را انجام داد و هم چنين انبياء گذشته خدا را بحق اين خانواده قسم ميدادند، پس حضرت داود گفت: اللهم بحق محمد و آل محمد و خدا هم او را جواب گفت و توبهاش را پذيرفت، بعد از آن حضرت داود در موقع نفرين بر خطاكاران ابتداء خدا را بحق محمّد و آل محمّد صلى اللّه عليه و آله قسم ميداد.
روايت شده كه داود ٧ در محراب عبادت بود كه ناگاه كرمى از آنجا عبور كرد تا بموضع سجود آن حضرت رسيد حضرت داود را نظر بر آن جنبنده افتاد و در دلش اينطور گذشت كه (خدا اين حيوان را براى چه آفريده؟!) لذا عرض كرد: پروردگارا اين كرم را براى چه خلق كردى؟ خطاب رسيد: تو خود با آن تكلم كن! آن حيوان در جواب گفت: من با اين كوچكى جثهام و اين نظر حقارتى كه تو بمن افكندى ذكر خدا را از تو بيشتر ميگويم.