تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢٢ - نامه آن حضرت
سپس سعد بن عباده برخاسته و گفت: اى رسول خدا، مانع ما در رسيدن بدان چه ديگران رسيدند نه ترس از دشمن بود و نه بىرغبتى به پول[١] بلكه ترسيديم مبادا از شما دور شويم و گروهى از مشركان بر شما حمله كنند، يا شما را تنها و بىياور بينند و يورش برده و به شما گزند و آسيبى رسانند، و با اين وضع اگر شما تنها خواسته اين جماعت را اجابت فرمائيد، مسلمانان ديگر ناكام و بىبهره از غنائم به شهر بازمىگردند، [اين را گفت] و نشست، سپس آن مرد مدنى برخاسته و همان سخن پيش خود را تكرار كرد و نشست، و خلاصه هر كدام از طرفين حرف خودشان را سه بار تكرار كردند.
و پيامبر ٦ هيچ واكنش يا عكس العملى از خود نشان نداد و توجّهى بديشان نكرد، تا اينكه خداوند عزيز و جليل اين آيه را نازل فرمود: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ، يعنى: «تو را از انفال (غنائم جنگى) مىپرسند- انفال: ١»- و كلمه «انفال» در آن روز دربرگيرنده هر چيزى بود كه در جنگ بدست مردم مىافتاد، مانند اين آيه ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ يعنى: «آنچه خدا به پيامبر خود بازگردانيد- حشر: ٨»، و: و [أنّ] ما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ، يعنى: «هر چه به چنگ آريد- انفال: ٤٢»، سپس خداوند فرمود: قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ، يعنى: «بگو: آن غنيمتها از آن خدا و پيامبر است»، در نتيجه [با نزول اين آيه] غنيمت را از ايشان باز گرفته و آن را منحصرا به خدا و رسول اختصاص داده، سپس در ادامه آيه فرمود: فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ، يعنى: «پس، از خدا پروا داشته باشيد و ميان خود آشتى و سازش كنيد، و خداى و پيامبر او را فرمان بريد اگر ايمان داريد». پس از آنكه پيامبر ٦ وارد مدينه شد، خداوند بر او آيه: وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ را نازل كرد، يعنى: «و بدانيد كه هر چه به چنگ آريد پس يك پنجم آن براى خداى و پيامبر و خويشان [پيامبر] و يتيمان و تهيدستان و در راه ماندگان [از خاندان پيامبر] است، اگر شما به خداى و آنچه [از قرآن] بر بنده خود روز جدا شدن [حقّ از باطل] (روز بدر) روز برخورد
[١] پول ترجمه« الاجرة» است، ولى در غالب نسخهها:« الآخرة» بود.