تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢١ - نامه آن حضرت
بيان فرموده، بىآنكه اين دو را از هم جدا كرده باشد ولى در ساير امور قوانين با تغيير عنوان عوض مىشود مثل قانون روزهدارى از پيرمرد بجهت بالا بودن سنّش زائل مىشود، و دريافت زكات از تهيدستى كه به توانگرى رسيده، و از راه ماندهاى كه به وطن رسيده منع مىشود، و با اينكه وجوب حجّ تأكيدى است، و از نظر تعليم بدان امر شده است و تهديدهائى كه به ترككننده آن شده، با تمام اين احوال انجام آن از كسى كه به سختى و رنج افتد ساقط مىگردد. ولى خداوند عزيز و جليل در باره صدقات (زكات)- و آن نخستين واجبى بود كه خداوند موارد مصرفش را تعيين نمود- فرموده: إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ، يعنى: «جز اين نيست كه صدقهها (زكوات) براى نيازمندان و درماندگان و كاركنان بر گردآورى آن، و نواخته دلان تا كه به اسلام روى آورند، و در راه آزادى بردگان، و وامداران، و تاوانزدگان و در راه خدا [هزينه جهاد]، و در راه ماندگان است- توبه: ٦٠». پس خداوند با نزول اين آيه پيامبر خود را از موارد مصرف زكات باخبر ساخته، و بيان داشته كه زكات مختصّ اين افراد است نه غير ايشان، تا در هر موردى كه پيامبر بخواهد، و به هر صورتى كه موردش را بداند به مصرف برساند، و خداى جلّ جلاله پيامبر و خاندانش را از دريافت زكات مردم و چرك [و فضول مال] آنان بازداشته است. پس اين بود موارد مصرف زكات.
و امّا غنائم جنگى، بدين شرح مىباشد كه رسول خدا ٦ در روز [جنگ] بدر فرمود: «هر كس از [سپاه] دشمن كسى را بكشد؛ فلان مقدار [مال] براى او است، و هر كس دشمنى را اسير كند، فلان مقدار از غنائم به او رسد، زيرا خداوند به من وعده فرموده كه پيروزم فرمايد و تمام غنائم لشكر دشمن را بمن ارزانى بدارد»، پس آنگاه كه خداوند مشركين را شكست داد و تار و مار كرد و غنيمتهايشان گرد آمد، مردى از اهل مدينه بپاخاسته و گفت: اى رسول خدا، شما ما را به نبرد با دشمنان مشرك فرمان داديد و بر آن تشويق نموديد، و نيز فرموديد: هر كس دشمنى را بكشد يا به اسارت گيرد فلان و فلان مقدار از آن او است، من دو تن از دشمنان را كشتهام و بر اين ادّعا شاهد و گواه نيز دارم، و يكنفر هم اسير كردهام، پس اى رسول خدا آنچه تعهّد كردهاى به ما عطا فرما! [اين را گفت] و نشست.