تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٨٧ - سخنانى كوتاه از امير مؤمنان
٢٨- مردى در شهر بصره از آن حضرت در باره «برادران» پرسيد، و در پاسخ فرمود: برادران دو گروهند: يكى برادران قابل اعتماد و ديگرى برادران خنده رو، امّا برادران مورد اعتماد پناهگاهند و چونان بال و خاندان و دارائىاند. پس چنانچه به برادرت اعتماد پيدا كردى مال و دست يارى خود را از او دريغ مدار، با دوست او دوستى كن و با دشمنش دشمنى، رازش را پنهان ساز و عيبش را بپوشان، و نيكيش را آشكار ساز. بدان كه آنان از كبريت احمر (هر چيز نفيس و كمياب) نايابترند.
و امّا دوستان خندهرو، پس تو از طريق آنان به خوشى و لذّت خود ميرسى، پس هرگز اين لذّت را از دست مده، و بيش از اين هم از باطن ايشان مخواه (توقّع خلوص و صميميّت از آنان مكن)، و از خوشروئى و شيرين زبانى خود تا آنجا كه آنان تو را برخوردار مىكنند بهرهمندشان ساز.
٢٩- مبادا دشمن دوست خود را به دوستى گيرى كه با اين كار با دوستت دشمنى كردهاى.
٣٠- از روى ترديد پيوند خود را با برادرت مگسل، و بدون دلجوئى رشته دوستيت را با او مبر.
٣١- شايسته فرد مسلمان است كه از رفاقت با سه گروه خوددارى نمايد: از فرد لاابالى، و از احمق، و از دروغگو. امّا فرد لاابالى، كردار خود را در نظرت بيارايد و مىكوشد كه تو مانند او گردى، و در امور دين و آخرتت هيچ گونه كمكى به تو نمىكند، بنا بر اين رفاقت با او خلاف حقّ است و موجب سختى دل، و رفت و آمد با او موجب ننگ تو است. امّا احمق: نه تو را به كار خيرى وادار نمايد، و نه اميدى هست كه در غايت تلاشش شرّى را از تو بگرداند، چه بسا قصد كند كه سودت رساند ولى به زيانت اندازد، پس مرگ چنين رفيقى از حياتش بهتر است، و سكوتش از سخن گفتن شايستهتر، و دوريش به از نزديكى! و امّا دروغگو: رفاقت با او خالى از هر لذّت و خوشى است، گفتارت را به جمع ديگران ببرد و سخن ديگران را به تو رساند. هر زمان كه بافتن داستانى را پايان دهد، داستانى ديگر پردازد، و اين رفتار را تا آنجا ادامه دهد كه ديگر گفتار راستش نيز باور نشود. ميان مردم به ايجاد دشمنى بپردازد و [بذر] كينه در سينهها بكارد. پس تقواى الهى پيشه سازيد و مراقب خود باشيد.
٣٢- بر تو عيبى نيست؛ دوستى با فرد خردمند اگر چه خالى از كرم باشد،