تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢٧ - احتجاج امام صادق
احتجاج امام صادق ٧ بر صوفيان هنگامى كه بر وى وارد شدند و او را از طلب روزى بازداشتند
[روزى] سفيان ثورى بر امام صادق ٧ وارد شد و بر تن آن حضرت جامهاى ديد سفيد همچون پوست داخلى تخممرغ، به امام عرض كرد: اين گونه جامه در خور شما نيست! پس آن حضرت فرمود: به گفتهام گوش فرا ده و آن را بخاطر بسپار كه براى دنيا و آخرت تو خير است بشرط آنكه بر سنّت پيامبر و حقّ از دنيا روى، نه آنكه ناحقّ و با بدعت (يعنى: شرط بهرمند شدن از سخنان من رها كردن بدعت و عقيده ناحقّ است). اين مطلب را برايت بازگو مىكنم كه رسول خدا ٦ در روزگارى بسر برد كه نه زمين حاصلخيزى بود و نه غذاى مطبوعى، پس وقتى دنيا رو نمايد (يعنى: رفاه و فراوانى باشد) در اين صورت شايستهترين مردم به برخوردارى از آن نكوكارانند؛ نه تبهكاران؛ و مؤمنانند نه منافقان، و مسلمانانند نه كافران! اعتراضت چيست اى ثورى؟! كه بخدا قسم- من با همين حال كه مىبينى- از آن زمان كه به خوب و بد دنيا واقف شدم هيچ صبح و شامى بر من سپرى نشد كه مالى در ميان اموالم باشد و خدا دستور داده باشد در جايى مصرف كنم جز آنكه همان جا به مصرف رساندم.
راوى گويد: سپس گروهى زهدنما بر آن حضرت ٧ وارد شدند كه همه را دعوت مىكردند تا به همان شيوه ايشان به قوت اندك و جامه پست زيست كنند.
و به امام ٧ گفتند: براستى آن رفيق ما از سخن با شما واماند و دليل و حجّتى بيادش نيامد، امام ٧ فرمود: دلائل خود را تماما بياوريد، گفتند: بىشكّ دلائل ما تنها از كتاب خدا (قرآن) است، فرمود: آن را بياوريد چرا كه به پيروى و عمل شايستهتر است، گفتند: خداوند تبارك و تعالى در تعريف دستهاى از اصحاب پيامبر ٦ مىفرمايد: وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ، يعنى: «و ايشان را بر خود ترجيح مىدهد؛ هر چند كه خودشان نيازمند باشند، و آن كس كه از بخل و آز نفسش نگه داشته شود، ايشانند آن رستگاران- حشر: ٩»، پس با اين كلام كردار ايشان را ستوده، و در جاى ديگر فرموده: وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً، يعنى:
«خوراك را با دوستى آن (با آنكه خود به آن مايلتر و نيازمندترند) به بينوا و يتيم و اسير مىخورانند- إنسان: ٨»، پس ما به همين اندازه [از كلام الهى] بسنده مىكنيم