معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٠٤ - مقدمه
اينكه محتوايش مطالب حقيقى و در سطح خيلى بالا است، از نظر فنى هم مشكل است؛ يعنى هنر بيان در آن اعمال شده. مترجم قرآن خيلى هنر كند بتواند اين معانى و حقايق را در حدود ترجمه منعكس كند، اما نمىتواند بگويد اين ترجمه قرآن است. جهان مسيحيت، عهدين (عهد عتيق و جديد) را به همه زبانهاى دنيا ترجمه مىكند و نامش را تورات و انجيل مىگذارد، با اينكه ترجمه است! چرا كه آنچه براى آنها مهم است، معنا است. و خوب به هر لغتى در بيايد، باز همان است. ولى در قرآن اين طور نيست، كسى كه اين سخن او است دو عنايت داشته، هم به معانى و مطالب و هم به سبك و اسلوب. به اين سبب مىگويند قرآن قابل ترجمه نيست. اين موضوع، آن زمان بحث داغى بود و به همين مناسبت پرسشى از ما شد. خواستم مقالهاى در اينباره تنظيم كنم، يكى از دوستان كه در نجف دبير بود، گفت: در اينباره چند كتاب دارم. هفت كتاب از علماى معاصر در اختيار من گذاشت، اما هرچه گشتم ببينم نظر حوزه و علماى ما درباره اين موضوع چيست، چيزى پيدا نكردم، جز دو سطر در كتاب مصباح الفقيه مرحوم حاج آقا رضا همدانى كه كتاب مفصلى در شرح شرايع است.
نويسنده در آن كتاب به اين بحث مىرسد كه اگر كسى نمىتواند سوره حمد را به عربى بخواند، مىتواند در نماز ترجمه آن را بخواند. فقها گفتهاند: نه، اما مرحوم همدانى گفته است: مىشود، زيرا پيغمبر اكرم (ص) به سلمان فارسى دستور داد سوره حمد را براى ايرانىهاى ساكن جزير ة العرب ترجمه كند. وى به همين روايت استناد مىكند و، مىگويد: «يك نفر فارسى زبان مىتواند سوره حمد را همين جورى بخواند، ولى فقهاى مذاهب ديگر اهلسنت آن را تجويز نمىكنند». جز اين دو سطر چيز ديگرى پيدا نكردم. اين براى من فاجعهاى بود. به همين سبب تفسيرى كه خود داشتم عرضه مىكردم و تا اواخر سوره بقره هم رسيده بود را رها كردم و به اين موضوع پرداختم و تاكنون نزديك به سى سال است كه روى اين موضوع كار مىكنم. البته آن زمان در نجف هيأتى تشكيل شد و گروهى از فضلا بهطور هفتگى هر يك تحقيق