معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٥٢ - نقل آراى علامه طباطبايى در آثار استاد معرفت
قويى ندارد كه بتوان بر آن اعتماد كرد؟ و اين چيزى نيست جز تفسير قرآن به روايات ضعيف كه مخالف مسلك و روش خود علامه در تفسير است، زيرا وى خبر واحد را در غير احكام شرعى [فرعى] حجت نمىداند.[١]
نقل آراى علامه طباطبايى در آثار استاد معرفت
١. سيميا[٢] از صادقترين مصاديق سحر است.[٣]
٢. برخى افسانهها و قصههاى خرافى درباره هاروت و ماروت نقل شده و به فرشتگان نسبت داده شده كه با نص قرآن مخالف است، زيرا نص قرآن بر نزاهت فرشتگان و طهارت ساحت آنان از آلودگىها و پليدىها دلالت دارد.[٤]
٣. روايت متواتر يا واحد محفوف به قرينه قطعى [در باب تفسير] حجت است؛ اما غير آن حجيت ندارد، گرچه در فقه و اثبات احكام شرعى فرعى، چنين خبرى اگر موثوق الصدور باشد حجت است.[٥]
٤. انسان مؤمن ميان دو هدايت فطرى و كسبى قرار دارد، چنانكه كافر و منافق بين دو گمراهى است.[٦]
٥. در حديث مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ[٧] اضافه (رأى به ه) به معناى اختصاص، انفراد و استقلال است؛ بدين معنا كه تفسير قرآن به تبيين كلام بشر قياس شود و مفسر بخواهد تنها با قواعد شناخته شده حاكم بر محاورات براى كشف مقصود خداوند قرآن را بفهمد. مفسر نبايد در فهم قرآن از روش متعارف پيروى و به ابزارى كه براى فهم كلام دارد، بسنده كند؛ زيرا قرآن همانند كلام
بشر نيست، بلكه سخنى است كه در عين جدا بودن بخشهاى آن از يكديگر،
[١] . شبهات و ردود، ص ٧٦.
[٢] . علمى كه از تمزيج و تركيب قواى ارادى با قواى خاص مادى براى دستيابى به تصرفات شگفتانگيز در امور طبيعى بحث مىكند.
[٣] . شبهات و ردود، ص ٢٠٤.
[٤] . التفسير الاثرى الجامع، ج ١، ص ٢٣٥.
[٥] . ر. ك: تفسير و مفسران، ج ٢، ص ٢٣؛ التفسير الجامع الاثرى، ج ١، ص ١٢٥.
[٦] . التمهيد، ج ٣، ص ٢٠٩.
[٧] . بحارالانوار، ج ٣٠، ص ٥١٠، و ج ٣٦، ص ٢٢٧.