معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٤ - سخنرانى آيتالله سبحانى در نكوداشت استاد معرفت
عاليقدر حضرت آقاى محمودى اين خدمتگزار اسلام و تشيع انجام خواهد گرفت. لوح تقديرى نوشته شد، تقديم مقامش گرديد. من از عزيزانى كه اين جلسه را تشكيل دادند و اين رسم را احيا كردند تشكر مىكنم و وارد سخن مىشويم.
قرآن مجيد براى پيغمبر اكرم درباره قرآن دو مقام معرفى مىكند كه عبارتند از: ١. قرائت قرآن ٢. تبيين قرآن. يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ،[١] اين يك مقامى است كه در آيات كراراً آمده است، اما علاوه بر اينكه پيغمبر بايد قرآن را تلاوت كند، تبيين هم بايد بكند. در سوره نحل آيه مباركه ٤٤ مىفرمايد: وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ كه همان قرآن است لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ. نمىگويد لتقرأ عليهم. پيدا است كه قرآن علاوه بر مقام قرائت، مقام تبيين هم دارد و اين بر عهده پيغمبر است.
تبيين را با قرائت يكسان گرفتن با ماده لغت و ريشه لغت سازگار نيست. يكى خواندن و بازگو كردن است و ديگرى پردهبردارى از چهره حقيقت. مسلماً پيغمبر اكرم (ص) بر اين وظيفه اهم قيام كرد. محال است پيغمبر اكرم نسبت به اين وظيفه كوتاهى كرده باشد. او در دوران بعثت خود كه مثلًا ٢٣ سال است، تا آنجا كه امكان داشت آيات قرآن مجيد را تبيين كرد. احاديثى را بيان كرد و پرده از واقعيات قرآن در حد امكان برداشت. البته اين به آن معنا نيست كه تمام آيات قرآن در كل و جزء به بيان پيامبر اكرم نياز دارد. بلكه تبيين در كل است. آحاد آيات شايد به بيان نيازى نداشته باشد، اما مجموع معارف و قصص و احكام بىنياز از تبيين پيغمبر اكرم نيست و الا اگر نحو و صرف كافى بود، ديگر نوشتن اين همه تفاسير بىحد و حصر موضوعيتى نداشت. شايد در جهان بشريت كتابى پيدا نشود، كه به حد قرآن مورد عنايت و توجه قرار گرفته باشد. اين همه كتاب درباره قرآن نوشته شده است، آن هم با ديدگاههاى مختلف از اعراب و لغت و مفردات و شأن نزول گرفته تا بطون آيات قرآن. اين دليل بر اين است كه معمّا در عين حالى كه كتاب عربى مبين است، يعنى معمّا نيست، نياز به بيان دارد. يك كتاب فرض كنيد درباره فيزيك يا
[١] . آل عمران، آيه ١٦٤؛ جمعه، آيه ٢.